آیا وکلای فعال اینستاگرامی می توانند پرونده های بزرگ جذب کنند؟

مدتی پیش تبلیغی از یک وکیل در اینستاگرام دیدم.

کاری به آن تبلیغ ندارم چون یک پست آموزشی در رابطه با قانون کار بود که در یک پیج پر بازدید قرار داده شده بود.

چیزی که برایم جالب بود، کامنت های آن پیج بود.

یکی از کامنت ها بسیار جالب بود.

نوشته بود:

وکیل واقعی مملکت انقدر کار داره که وقت اینستا نداره

این نگاهی است که عموم افراد ممکن است داشته باشند.

یا شاید یک نفر در دلش به شما بگوید:

تو اگر وقت داشتی، جواب تلفنم را میدادی نه اینکه پست جدید بذاری.

شاید بگویید: حرف مردم که مهم نیست. مهم این است که ما دوست داریم چگونه باشیم و چگونه رفتار کنیم.

این حرف مانند این است که فرزندتان به شما می گوید برایم میوه بخر.

و شما وارد میوه فروشی می شوید و چشم تان به سیب و پرتقال می افتد.

می دانید که فرزندتان به پرتقال حساسیت دارد و با خوردن آن حالش بد می شود و برعکس، عاشق سیب است و وقتی سیب می خورد حالش خیلی خوب می شود.

و شما یک کامیون پرتقال سفارش می دهید و برای فرزندتان می برید.

و بعد آیا شما اعتراض می کنید که چرا فرزندتان با شما رابطه ی خوبی ندارد؟

موکل ایده آل مانند فرزندتان است.

و شما باید بدانید که چه چیزی حالش را خوب می کند. و آنچه که فرزندتان را ناراحت کند، شما را هم ناراحت خواهد کرد.

البته که صرفا دانستن مهم نیست. مهم این است که رفتارتان هم بر اساس دانسته تان باشد.

احساس می کنم که این متن دارد پیچیده و عجیب می شود.

صاف و ساده بگویم:

موکل ایده آل در اینستاگرام نمی چرخد.

اینستاگرام برای شما بازدیدکننده (ترافیک) میاورد یا به عبارت ساده تر، شهرت میاورد.

آیا هر فرد مشهوری، فرد پولدار و ثروتمندی است؟

قطعا خیر.

کمدین های اینستاگرامی که به عنوان اینفلوئنسر فعالیت می کنند، بسیار مشهور هستند اما خیلی از آن ها حتی توانایی پرداخت اجاره خانه شان را هم ندارند.

این یک مثال نقض بود تا معادله ی شهرت بیشتر مساوی است با پول بیشتر را در فضای آنلاین نقض کند.

 

شاید بگویید اینستاگرام به برندسازی کمک می کند.

اما سوال اینجاست، تا زمانی که نتوانید پرونده های ایده آل تان را جذب کنید، برندسازی دقیقا چه معنایی برای تان دارد؟

جذب پرونده ارتباط تنگاتنگی با برندسازی ندارد.

مانند این است که بگوییم کمپانی بی ام وِ اگر برندسازی نکند نمی تواند حتی یک دانه از ماشین هایش را هم بفروشد.

برندسازی یک پروسه ی طولانی است که من به شخصه از مقوله ی وکیل برند در ایران سر در نیاوردم.

یاد کمپانی های موبایل می افتم که علاوه بر موبایل، پول برند را هم به موبایل اضافه می کنند.

برند شدن یک وکیل یک جور هایی نشان می دهد که وکالت کسب و کار است.

مشکل اینجاست که وکلا درگیر چرخه ی باطلی شدند که هنوز نتوانستند راهی برای فرار از این چرخه پیدا کنند.

چیزی که مهم است، نتیجه و سرعت رسیدن به نتیجه است.

نتیجه یعنی جذب پرونده های ارزشمند.

نتیجه به معنای طراحی لوگو، کاور پست اینستاگرام و اینترو و… نیست.

نتیجه یعنی حل مشکل.

و مشکلی که وکلا دارند، جذب پرونده های ایده آل است نه صرفا دیده شدن و برندسازی.

یک وکیل در فضای واقعی باید سالیان سال بگذرد و تجربه کسب کند تا بیشتر شناخته شود تا بلکه شاید پرونده ای با حق الوکاله ی بالا جذب کند.

و یک وکیل در فضای آنلاین با یک سیستم مشخص و مطمئن پرونده های ایده آل و ارزشمندی را جذب می کند و به درآمدی می رسد که شاید بسیاری از وکلا به آن دست پیدا نکردند. اما هنوز وکیل شناخته شده ای به حساب نمیاید.

سخن آخر:

اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی مانند لینکدین و یوتیوب، مثل اهرم و ابزار های کمکی در فضای آنلاین هستند.

یا به عبارت دیگر، مثل یک دمبل خانگی عمل می کنند.

هیچ فردی صرفا با دمبل زدن نمی تواند به هیکل آرنولد برسد.

هیچ فردی صرفا با یادگیری زبان برنامه نویسی پایتون نمی تواند ربات های هوش مصنوعی انسان نما بسازد.

چون به برنامه، استراتژی و امکانات قوی تری نیاز دارد.

 فعالیت زیاد در اینستاگرام الزاما جذب موکل ایده آل را به همراه ندارد.

شبکه های اجتماعی بدون وجود سیستم اصلی، ناقص و معیوب هستند.

سیستم معبوب ممکن است با کیفیت پایین تا حدودی برای تان کار کند و روزی کلا از کار بیفتد.