ادعا و اثبات ادعا؛ این کاری است که مارکتر وکالت با استفاده از علم کپی رایتینگ انجام می دهد

فروشنده ی سر کوچه ادعا می کند که بهترین کالا را دارد.

پسربچه ی دانش آموز ادعا می کند که دفتر مشق اش را در خانه جا گذاشته است.

 

 

پزشک با دیدن چهره ی رنگ و رو رفته ی بیمار، ادعا می کند که او یک تومور بدخیم در سرش دارد.

 

 

آن متهم ادعا می کند که کسی را نکشته است.

وکیل ادعا می کند که موکل اش بی گناه است یا وکیلی می داند که موکلش گناه کار است اما ادعا می کند که نباید چنین مجازاتی بر او اعمال شود.

 

 

همه ی این ها صرفا یک ادعا هستند.

وکیل در فضای آنلاین به راحتی می تواند ادعا کند که بهترین وکیل ایران است.

اما حقیقت ماجرا این است که این ادعا تا زمانی که اثبات نشود، 100% پوچ و بی ارزش است.

البته اثبات ادعای ” بهترین وکیل ایران بودن”در فضای آنلاین، مانند پرونده ی قتل نوید افکاری بسیار سخت و پیچیده است.

همانطور که وکیل برای دفاع از موکل اش اگر نتواند ادعایش را اثبات کند، قطعا قاضی هم ادعای وکیل را تایید نمی کند، چون این روز ها همه ادعا می کنند.

 

هر وکیلی خیلی خوب می داند که قبل از اینکه فردی را به عنوان موکل اش قبول کند، ابتدا باید او را محکوم کند.

اگر حق با او بود، آن پرونده را قبول می کند اما اگر حق با او نبود طبیعتا نمی تواند قبول کند چون پرونده به جایی نمی رسد. زیرا سرنخی برای پیشبرد پرونده وجود ندارد و قطعا یک ادعای دروغین، اثبات شدنی نخواهد بود.

البته شاید وکیلی مانند کوین لومکس در فیلم “وکیل مدافع شیطان” در دادگاه متوجه گناهکار بودن موکلش بشود و همچنین بتواند آن پرونده را برنده شود.

 

 

 

اما آیا می دانید که مارکتر وکالت چطور وکیل را محکوم به شکست در فضای آنلاین می کند تا مطمئن شود ادعای وکیل در فضای آنلاین اثبات پذیر خواهد بود؟

 

پاسخ ساده است. به این شکل:

1- مشخصاتش را می گیرد تا مطمئن شود او یک وکیل است.

2- از وکیل می پرسد که در چه زمینه ای تخصص دارد؟ چون اگر بخواهد در کلیه ی دعاوی وکالت کند، اثبات ادعایش در فضای آنلاین بسیار سخت می شود.

3- اگر وکیل، در ذهنش (نه به کلام) وکالت را کسب و کار بداند و مانند بیزینسمن ها رفتار کند در آن واحد و با احترام، برای ورود به فضای آنلاین رد صلاحیت می شود.

4- اگر وکیل، باور و انگیزه ای برای رشد در فضای آنلاین نداشته باشد، اتفاقی نمی افتد. چون مارکتر وکالت قدرت این را ندارد که با کپی رایتینگ، یک انرژی منفی را در فضای سایبر تزریق کند.

کپی رایتینگ یعنی ادعا و اثبات آن ادعا.

نکته ی مهم اینجاست که به دلیل محدودیت ها و ترس هایی که وکلای ایرانی برای جذب پرونده های ایده آل در فضای آنلاین دارند، توانایی ادعای هوشمندانه و اثبات آن را ندارند.

زیرا وکیل مسلط به قوانین است نه به مسائل کپی رایتینگ و بازاریابی عصبی و سایر مباحث دیجیتال مارکتینگ.

بنابراین اگر وکیل نتواند ادعایش را در فضای آنلاین ثابت کند، موکل پرونده ی بسیار مهمش را به دست آن وکیل نمی سپارد.

به همین دلیل وکیل چه بخواهد چه نخواهد، به مارکتر وکالت نیاز دارد تا ادعایش را با علم کپی رایتینگ و همچنین علم بازاریابی عصبی اثبات کند.