نقطه ضعف وکلای کارآموز برای جذب پرونده بزرگ در فضای آنلاین

به این سوال که آیا کارآموزان وکالت می توانند در فضای آنلاین بدرخشند و پرونده های ارزشمندی جذب کنند، نمی توان یک جواب کلی و قطعی داد.

اما درصد خیلی زیادی از آن ها اصلا نباید به جذب پرونده در فضای آنلاین فکر کنند.

دلیلش وجود نقاط ضعفی است که معمولا هر وکیل کارآموزی آن را داراست.

وکلای کارآموز زیادی با من تماس گرفتند، که البته افراد پر اشتیاق، رتبه ی تک رقمی و تلاشگر هم کم نبودند. که اکثرشان به خاطر اینکه تازه وکیل شده بودند، پرونده ای نداشتند یا پرونده های خیلی کوچکی داشتند.

قبل از هر چیزی باید ببینیم که وکیل کارآموز دقیقا کیست؟

وکیل کارآموز فردی است که در مدرسه، انواع تکنیک های له کردن اعتماد به نفس روی او اجرا شده است.

در دوران دانشگاه درس می خواند و امتحان می دهد و اگر پسر باشد، به خدمت سربازی می رود و در آنجا با شیوه های نوین تر تخریب عزت نفس بیشتر آشنا می شود.

و بعد برای آزمون وکالت سخت درس می خواند.

درس… کتاب… تست… آزمون آزمایشی…

درس… درس… درس…

(مورد داشتیم فرد در آزمون وکالت مرکز قبول می شود، اما خودش باور نمی کرد؛ نه خوشحال بود و نه ناراحت. چون واقعا به لحاظ روانی آشفته شده بود و هزیان می گفت.)

هر وکیل کارآموزی یک وکیل سرپرست دارد که حداقل 8 سال تجربه ی وکالت دارد.

قطعا وکلای کارآموز درس های زیادی از وکیل سرپرست شان می گیرند که می توانند حرفه ای تر و قدرتمند تر کار کنند.

اما مسئله اینجاست که وکیل سرپرست مربی مهارت های حرفه ای و مذاکره نیست.

حتی بسیاری از وکلای با تجربه نیاز دارند که روی مهارت های حرفه ای شان کار کنند چه برسد به وکیل کارآموز.

اول اینکه باید بدانیم، کارآموزبودن صرفا فقط یک کلمه است و نمی تواند وکیل کارآموز را برای جذب پرونده های بزرگ تر در فضای آنلاین محدود کند.

توصیه ی من و هر مارکتری این است که خیلی جدی مهارت های حرفه ای مثل مذاکره، ارتباط با موکل و… را یاد بگیرید.

حتما باید بتوانید در فضای واقعی قدرتمند و حرفه ای ظاهر شوید و پرونده های با حق الوکاله ی بالاتر دریافت کنید تا بتوانید شرایط و پتانسیل موفقیت در فضای آنلاین را داشته باشید.

این یک سیر تکاملی است که هر وکیلی برای جذب پرونده های ایده آل در فضای آنلاین باید طی کند.

تصور کنید وکیل کارآموز در فضای آنلاین پرونده ی بسیار با ارزشی جذب می کند و قرار است با موکل یک ارتباط تلفنی یا حضوری داشته باشد.

حالت های زیادی برای رد کردن وکیل کارآموز توسط موکل وجود دارد.

موکل ممکن است در فاصله ی 1 کیلومتری، وکیل کارآموز را ببینید و از طرز راه رفتن اش متوجه شود که او وکیل باتجربه ای نیست.

یا ممکن است وکیل کارآموز برای گرفتن حق الوکاله مانند بازاری ها رفتار کند و همان لحظه پرونده را مختومه کند.

یا شاید نگاه موکل به سربرگ شما بیفتد و کلمه ی کارآموز توجهش را جلب کند.

یک چشمش به کلمه ی کارآموز است و آن چشمش به چشمان شما. در اینجا چشمان و زبان شماست که باید کلمه ی کارآموز را در ذهن مخاطب خنثی کند، نه مارکتری که پشت سیستم کامپیوتر، موکل ایده آل را به دفترتان کشانده است.

در اینجا مربی مهارت های حرفه ای به شما می گوید که به چشم چپ موکل تان نگاه کنید، فلان جمله را هرگز نگویید و…

شاید بگویید مهارت های حرفه ای مثل مذاکره و… تاثیرات آنچنانی در کار ندارد.

بیشتر از این نمی خواهم در مورد اهمیت این موضوع صحبت کنم. یک مثال نقض میزنم که همه ی ما آن را می دانیم.

دونالد ترامپ یک بیزینسمن بود که حتی در مسابقات کشتی کج هم فعالیت داشت. (منظورم در خود رینگ است)

حالا چطور می شود که این فرد رئیس جمهور آمریکا می شود؟

جواب واضح است:

خودباوری، اعتماد به نفس، عزت نفس، مذاکره ی حرفه ای، تسلط بر زبان بدن و… (البته تاثیر شعار تبلیغاتی اش هم کم نبود.)

وکلای بسیار حرفه ای و باتجربه ای وجود دارند که به خاطر پایین بودن عزت نفس شان، نمی توانند در کارشان پیشرفت بیشتری داشته باشند.

به عنوان مثال، وکیلی که مسلط به زبان انگلیسی است می تواند به واسطه ی این مهارت اتفاقات ارزشمندی در کارش رقم بزند اما چون اعتماد به نفس استفاده از این مهارت در دنیای واقعی را ندارد، نمی تواند کاری کند.

بنابراین نقطه ضعف وکلای کارآموز برای جذب پرونده های بزرگ در فضای آنلاین، مهارت های حرفه ای است.

مارکتر سخت ترین بخش مسیر را طی می کند و در آخر این وکیل است که باید جذب پرونده را نهایی کند.

نظر شما در مورد تاثیر مهارت های حرفه ای وکیل در کار مارکتر چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *