دل نوشته های یک تبلیغ نویس برای تبلیغ نویسان تازه وارد

بی نهایت کنجکاو بودم و بی نهایت خوشحال.

چیزی به خانه نمانده بود و منتظر آن لحظه ای بودم که همیشه منتظرش بودم.

وارد اتاقم شدم… برادرم در حال جستجو در گوگل بود و به محض اینتر زدن صفحه جا به جا می شد.

اولین تجربه ی اینترنت پر سرعت!!!

تنها چیزی که بلد بودم، نوشتن دانلود چیزی در گوگل بود.

از آن جایی که اهل بازی کردن بودم، دوست داشتم بازی بسازم.

نوشتم دانلود نرم افزار ساخت بازی.

دو انتخاب بیشتر نداشتم:

گیم میکر یا یونیتی

گیم میکر یک انجین سبک و آسان برای بازی های دوبعدی

یونیتی یک انجین سنگین و پیشرفته برای بازی های دوبعدی و سه بعدی

در هر صورت گیم میکر را انتخاب کردم.

نزدیک به 10 تا بازی ساده و کوچک ساختم تا اینکه در بازی سازی کمی قوی تر شدم.

کمی بزرگ تر شدم و تصمیم گرفتم که یک بازی درست و درمان بسازم و مثل بمب صدا کند.

نمی دانم چرا قبل از اینکه شروع به ساخت کنم، عاشق اسم گذاشتن برای بازی بودم.

فقط می خواستم یک اسم دهن پرکن و جذابی بگذارم که هر کسی بعد از شنیدنش خشکش بزند.

اسمی را انتخاب کردم:

“فریاد بی صدا”

 

نمی دانم الان چقدر تاثیرگذار است ولی آن موقع نسبت به بازی های دیگر اسم خیلی جذاب تری داشت.

با اینکه یک بازی کاملا معمولی و ساده ای بود، ولی خیلی ها بازی را دوست داشتند.

خیلی ها تعریف و تمجید می کردند.

به طوری که افرادی درخواست ساخت بازی می دادند و عده ای می خواستند اسپانسر شوند.

در هر صورت با خاطرات خوشی از دنیای بازی سازی خداحافظی کردم!

این فقط داستانی از خودم بود که تو را نسبت به اهمیت تیتر آگاه کنم.

مقالاتی هم در مورد تیتر نویسی نوشته ام که لینک شان را در زیر می گذارم:

چند تکنیک تیتر نویسی برای خلق یک تبلیغ شاهکار

شیرجه در افکار مخاطب با دو تکنیک تیتر نویسی؛ تابو شکنی و احساس درد شدید

2 تکنیک در عنوان نویسی برای تسخیر قلب مخاطب؛ واسطه گری و تضاد

آیا طرح یک سوال هم می تواند عنوان تبلیغ مان باشد؟

 

 

یادم میاید که روزی به سینما رفتم.

فیلم ورود آقایان ممنوع…

فیلم خوبی بود ولی انتظار چنین استقبالی را نداشتم.

یا هر فیلمی را که ببینی سعی می شود که اسم درست و حسابی برایش بگیرند چون سهم زیادی در فروش دارد.

در نتیجه، می بینیم که تاثیر تیتر یا اسم در سینما هم نقش دارد.

 

مدتی است که برندی در اینستاگرام در حال تبلیغ در پیج های پر بازدید است.

شاید باور نکنید؛ اسکرین هایی که از این تبلیغ گرفتم، همین امروز بود…!

چون فوق العاده زیاد تبلیغ می کند ولی تبلیغش به شدت فراری دهنده است.

 

تمرین هایی برای قوی کردن بازو های تبلیغ نویسی ات:

  • هر روز و هر زمان بنویس. نیازی نیست تعداد کلماتت رو محدود کنی.

کارت نوشتن است پس فقط باید بنویسی. در هر صورت نوشتن روزی حداقل 1000 کلمه واقعا واجب است.

  • هدفت در تبلیغ نویسی این است که مخاطبت را متقاعد کنی که باید از محصول یا خدماتت استفاده کند.

پس بازاریابی جزئی از تبلیغ نویسی است. باید به خوبی مهارت بازاریابی ات را تقویت کنی.

  • یک تبلیغ نویس حرفه ای می داند که جملاتش باید تا جایی که ممکن است کوتاه و مفید باشد. باید چند بار خوانده و ویرایش شود تا به جمله ای تبدیل شود که حتی یک کلمه هم در آن اضافه نباشد.
  • یک تبلیغ نویس حرفه ای می داند که کلمات هستند که تعیین می کنند که نوشته اش چقدر برایش ثروت می سازد.

هر روز در جستجوی کلماتی باش که تاثیرگذاری بالایی دارد.

 

تحویل سر وقت پروژه

اگر شغلت تبلیغ نویسی است و تازه کار هستی، پروژه های تبلیغ نویسی ات را به موقع تحویل مشتری بده. زمان مناسبی را برای آن در نظر بگیر و بعد خودت را موظف کن که تا آن زمان پروژه را به اتمام برسانی.

مسلما کسی غیر از خودت نمی تواند تعیین کند که چه زمانی پروژه به اتمام می رسد.

چون تو تنها کسی هستی که نسبت به توانایی ها و زندگی شخصی ات آگاهی کامل داری.

 

خلاقیت باید مثل دندان، در دهانت زندگی کند

هر چقدر هم که فرمول های تبلیغ نویسی را از بر باشی باز هم بدون خلاقیت، نمی توانی تاثیرگذار باشی.

امکان ندارد تبلیغ نویسی پیدا کنی که در کارش موفق باشد ولی خلاق نباشد.

پس یادت باشد که تبلیغ نویسی با خلاقیت زنده است.

اگر می خواهی وارد حوزه ی تبلیغ نویسی شوی و عاشق تبلیغ نویسی هستی ولی آدم خلاقی نیستی، پس با احساسات تبلیغ نویسی بازی نکن تا به شکست عشقی تبدیل نشود.

 

کاور کردن تمام سوالات احتمالی مخاطب

سایتی فعال و معروفی را می شناسم که سیستم چت آنلاین هم دارد.

از او پرسیدم که چرا از چت آنلاین استفاده می کنی؟

گفت: برای جواب دادن به سوالات کاربران. برای حل ابهاماتی که در مورد محصولاتم دارند.

او وقت زیادی را برای جواب گویی به سوالات کاربران می گذارد.

در صورتی که اگر محصولاتش به درستی تبلیغ نویسی شوند دیگر نیازی به چت آنلاین و جواب دادن به سوالات مخاطبان نیست.

چون دیگر سوال و ابهامی برای مخاطب وجود ندارد.

یادت باشد که در تبلیغ نویسی صفحه ی محصول، مخاطب باید به جواب سوالاتش برسد و هیچ ابهامی برایش وجود نداشته باشد.

اگر غیر از این باشد، مخاطب یا صفحه را ترک می کند یا تو را از سوالات دیوانه می کند یا یک خرید ریسکی انجام می دهد.

 

داستانی بنویس که تا روز مرگش در مغزش ماندگار شود

احساس می کنم که بیان اهمیت داستان نویسی برایم خیلی تکراری شده است.

اگر سری به دیگر مقالات سایت بزنی متوجه می شوی که بیش از حد این موضوع را تکرار کرده ام و دلیلش اهمیت بسیار زیاد داستان نویسی در تبلیغ نویسی است.

مقاله ای در مورد داستان نویسی

 

در انتخاب یا درست کردن عکس، زمان به خرج بده

اگر در انتخاب یا ساخت عکس، متفاوت ظاهر شوی افرادی که نوشته ات را می خوانند با دیدن هر عکسی که می گذاری انرژی می گیرند.

اگر از تصاویر تکراری و استوک که در تمامی سایت ها وجود دارد استفاده کنی، پس تو هم مثل بقیه حرف جدیدی برای گفتن نداری.

 

تبلیغ نویسی حتی در پی نوشت هم کاربرد دارد

برای من و خیلی از افراد اثبات شده است که مخاطب با دیدن یک متن به احتمال زیاد در ابتدا نگاهی به پی نوشت آن می اندازد.

پی نوشت آخرین نوشته ای است که مخاطبت باید آن را بخواند.

پس قدرت تبلیغ نویسی را در پی نوشت نادیده نگیر؛ چون که یکی از مهم ترین بخش های یک متن پی نوشت آن است.

 

مخاطب ناآگاه هیچ چیزی نمی فهمد

این مورد برای من واقعا تجربه شده است که تا زمانی که مخاطب نسبت به محصول یا خدماتت آگاهی درست و کاملی نداشته باشد، از خرید اجتناب می کند.

مسلما برای آگاهی دادن به مخاطب نباید حرف های احساسی بزنی.

در همان ابتدای کار باید از لحاظ منطقی مخاطبت را متقاعد کنی و آگاهی بدهی.

به عنوان مثال تو یک پکیج آموزش کسب درآمد از اینترنت داری و می خواهی به کسی بفروشی که تا به حال وارد دنیای اینترنت نشده است.

آیا تو هر چقدر بخواهی او را از لحاظ منطقی و احساسی متقاعد کنی موفق به فروش محصولت می شوی؟

قطعا خیر.

مثلا فردی که می خواهد لاغر کند یا سلامتی بدست آورد، تا زمانی که ارزش ورزش برایش روشن نشده باشد چطور می توانی او را نسبت به محصول یا خدمات ورزشی ات ترغیب کنی؟

 

می دانی اگر حس و حال نوشتن نداشتی باید چه کار کنی؟

برای هر نویسنده ای ممکن است این معضل پیش بیاید که نتواند دست به قلم شود و حتی یک کلمه را بر روی کاغذ پیاده کند.

خودم و خیلی از افراد با چنین چیزی رو برو می شویم که تکنیک های جالبی وجود دارد و با انجام دادن شان حتما کارت راه می افتد.

 

  • برو زیر دوش آب سرد

اگر ذهنت برای نوشتن آمادگی ندارد یا بهتر بگویم، حس و حالش را نداری و از نوشتن دوری می کنی به تو پیشنهاد می کنم که یک دوش آب سرد بگیری.

وقتی از آب سرد استفاده می کنی، بدن آدرنالین ترشح می کند و آدرنالین هم باعث ایجاد انگیزه در تو می شود.

 

  • محیط اطرافت بر نوشته ات هم تاثیر می گذارد

زمانی شروع به نوشتن کن که حواست کاملا جمع است.

زمانی که حواست فقط به نوشته هایت است.

اگر در حین نوشتن، حواست به موبایلت یا صحبت با دیگری باشد، جسارتا آن نوشته به درد کسی نمی خورد.

از لحاظ روانشناسی، چند کار هم زمان باعث می شود که حواست بین کار ها تقسیم شود.

 

  • اگر باز هم نشد چه کنم؟

اگر هر کاری کردی و نتوانستی دست به قلم شوی، می توانی آنچه که از مغزت می آید را بیان کنی.

یعنی به جای نوشتن، بگو و آن را ضبط کن تا بعدا بنویسی.

 

  • و در آخر امیدوارم مشکلت حل شود

چند نفس عمیق بکش و ورزش کن. موسیقی گوش بده و حال و هوایت را تغییر بده.

پس تا می توانی روش های مخصوص به خودت را برای حل این مشکل پیدا کن تا دچار این معضل نشوی.

2 پاسخ
  1. saberian
    saberian گفته:

    سلام
    این تبلیغات اینستاگرام رو منم دیدم
    ولی بر عکس چیزی که گفتین درآمد زیادی برای صاحب برند در پی داشته
    اگه تبلیغ اشتباهی بوده پس چرا این همه تکرار میشه و پول هم در میاره؟
    به نظرت کاربرای اینستاگرام که عمومن آدمهای سطحی هستن و دنبال سرگرم شدن هستن و صبح تا شب عکسای مشابه تبلیغ میبینن و دوس دارن بدونن این پولارو چجوری در میارن تبلیغ درستی نیست؟
    در ضمن پیشنهادتون برای تیتر مشابه برای همین برند چیه؟

    پاسخ
    • سید جاوید حسنی
      سید جاوید حسنی گفته:

      سلام
      کسی که سوار پراید است نمی تواند حس یک پورشه سوار را تجربه کند. ممکن است آن پراید تمام نیاز هایش را تامین کند و به خودروی سطح بالاتری فکر نکند.
      تبلیغات به میزان قدرتی که دارد سود می سازد. اینکه میزان سود این تبلیغ برای این برند رضایت بخش است، واضح است. چون تا به حال تبلیغ خوبی انجام نداده اند تا سود واقعی یک تبلیغ موفق را ببینند.

      این تبلیغ موفق نیست. چند دلیل وجود دارد:
      1. با یک جستجوی ساده ی گوگل می توان فهمید که این افراد همان بچه پولدار هایی هستند که زندگی شان با پول پدران شان می گذرد.
      2. نوعی hype یا مبالغه در این تبلیغ وجود دارد. یعنی صداقتی در آن وجود ندارد. به گفته ی افرادی که از آموزش های این موسسه نتیجه گرفته اند، به این درآمد چندصد میلیونی نرسیده اند.
      3. همان طور که از تصاویر مشخص است، بیشتر از 90 درصد کامنت ها قابل نمایش نبودند و مجبور به سانسور کردن آن ها شدم.
      4. آدم های سطحی که در اینستاگرام می چرخند متاسفانه یا خوشبختانه کم هوش نیستند، و به راحتی گول نمی خورند.

      اگر تیتری بنویسیم که مخاطبین نادرستی هدف گرفته شود آنوقت باید منتظر حجم زیادی از نارضایتی مخاطبین باشیم که این مورد در نظرات آشکار است.
      به عنوان مثال چنین تیتری می توان نوشت:
      اگر می توانی برای رسیدن به پول و زندگی راحت سخت تلاش کنی، آنوقت می توانم به تو کمک کنم که بازار را به دست بگیری.

      یک تبلیغ ویدئویی می توانست تاثیر بالاتری داشته باشد. اگر یکی از پست های این پیج به عنوان تبلیغ در نظر گرفته می شد خیلی بهتر بود. چون مخاطب با دریافت اطلاعات، راحت تر می توانست اعتماد کند.
      واضح است که مخاطب ایده آل در اینستاگرام نمی چرخد. بهتر است تبلیغ در آژانس های تبلیغاتی انجام شود و از طریق کمپین های تبلیغاتی شاهد سود خیلی بالایی باشیم.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *