12 مورد از درست نویسی برای هر فارسی زبان

با شوق و ذوق و از زیر سنگ ایده ای بدست میاوری.

ولی بدان که همه چیز در هنگام نوشتن اتفاق می افتد.

تا زمانی که شروع به نوشتن نکنی، نه ایده ای داری و نه تکه ذوقی برای نوشتن.

می نویسی و می نویسی و آنقدر می نویسی که با غرور به نوشته هایت خیره می شوی.

لحظه ای آرام می گیری.

حالا…

حالا نگاهی به کلمات بینداز.

انگار بعضی از آن ها از دستت عصبانی اند.

مگر چه آتشی به پا کرده ای که اینقدر ناراحت اند؟

حتما جای شان خیلی تنگ است.

شاید با کلمات دیگر میانه ی خوبی ندارند.

ولی کلمات آنقدر هم نازک نارنجی نیستند چون بعضی وقت ها خودمان مسئولیت های بی خودی را به آن ها می دهیم.

نمی دانم که می دانی یا نه؟

کلمات هم مثل ما انسان ها نفس می کشند.

نمی خواهم حرف های تخیلی بزنم که حوصله ات سر برود.

ولی می خواهم درک کنی که کلمات خیلی قدرتمند و با ارزش اند.

آن ها نویسنده ای می خواهند که ارزش و منزلت شان زیر سوال نرود.

وقتی درست ننویسی، جملات عبوسی را تحویل خواننده می دهی که خواننده با خواندنش لذتی نمی برد.

بیشتر از این وقتت را نمی گیرم.

اگر می خواهی نوشته هایت همیشه به خواننده حال خوبی بدهد پس این سری از مقالات را همیشه دنبال کن تا خواننده هایت هم همیشه نوشته هایت را دنبال کنند.

 

  1. فکر کردن

“فکر کردن” خیلی وقت ها به اشتباه در جملات استفاده می شود.

به این جملات دقت کن:

فکر کنم دیگر وقت رفتن است.

فکر کنم امروز جاده مسدود است.

فکر می کنم امروز روز خوبی برای مهمانی رفتن نیست.

واژه ی فکر کردن به معنی به کار گرفتن قوی تفکر است.

به جای “فکر کردن” باید از کلماتی مثل “تصور کردن”، “گمان کردن” و یا “احتمال دادن” استفاده شود.

مثلا: گمان می کنم امروز روز خوبی برای مهمانی رفتن نیست.

  1. کاربرد درست همزه

نمی دانم چرا در زنگ انشا همیشه انشا را “انشاء” می نوشتند.

همزه یک حرف عربی است نه فارسی.

مثل این کلمات:

پائیز (درست: پاییز)

بوئیدن (درست: بوییدن)

پائین (درست: پایین)

 

اما همزه ای وجود دارد که با همزه ی عربی ارتباطی ندارد.

مثل:

  1. مدرسهء من
  2. مدرسه ی من

هر دو مورد درست است اما بهتر است که به شکل دوم (یعنی: مدرسه ی من) به کار رود.

 

قوانینی که در مورد همزه وجود دارد خیلی وسیع تر است و پیشنهاد می کنم که اگر علاقه ی بیشتری داری تحقیق بیشتری کنی.

 

  1. یک!

به این جمله دقت کن:

یک کتاب نوشتم که یک دوست پییشنهادش را به من گفت و من آن را عملی کردم و یک ماه بعد نتیجه اش را دیدم. یک شخص غریبه به من زنگ زد و گفت که یک روز تو را ملاقات خواهم کرد.

چه بهتر است که این گونه نوشته شود:

کتابی نوشتم که دوستی پییشنهادش را به من گفت و من آن را عملی کردم و ماه بعد نتیجه اش را دیدم. شخصی غریبه به من زنگ زد و گفت که روزی تو را ملاقات خواهم کرد.

 

  1. از قبل پیش فروش کردم!

“پیش فروش کردن” به معنی “فروختن چیزی پیش از آماده شدن آن” است.

پس نیازی نیست که “از قبل” را هم بیان کنیم. چون پیش فروش کار خودش را می کند.

محصولم را از قبل پیش فروش کردم.

محصولم را پیش فروش کردم.

 

  1. سایر … دیگر

نادرست: سایر کسب و کار های دیگر نیازی به استخدام منشی ندارند.

درست: سایر کسب و کار ها نیازی به استخدام منشی ندارند.

درست: کسب و کار های دیگر نیازی به استخدام منشی ندارند.

“سایر” و “دیگر” هم معنی هستند و با گفتن یکی نیازی به دیگری نیست.

 

  1. دور و بر!

به جای دور و بر از کلمات دیگری مثل “حدود” استفاده کن.

نادرست: ترافیک سایتم دور و بر 1500 نفر است.

درست: ترافیک سایتم حدود 1500 نفر است.

 

  1. بــاید

خیلی از افراد “باید” را با “احتمال” اشتباه می گیرند.

باید به صورت قید است و معنی آن هم “لازم بودن و ضروری بودن” است.

نادرست: دوستم باید کتاب را به کتاب خانه برده باشد.

درست: دوستم احتمال دارد کتاب را به کتاب خانه برده باشد.

 

  1. آیا تا به حال سختی های زیادی را تجربه کردی؟

واژه ی “تجربه کردن” برای کسب دانش و آگاهی است و در موارد احساسی کاربرد ندارد.

نادرست: من غربت زیادی را تجربه کردم.

درست: من غربت زیادی را متحمل شدم.

 

نادرست: او طعم تلخ آن آبمیوه ی تاریخ گذشته را تجربه کرد.

درست: او طعم تلخ آن آبمیوه ی تاریخ گذشته را چشید.

 

نادرست: ما در این روز درد زیادی را تجربه کردیم.

درست: ما در این روز درد زیادی را احساس کردیم.

 

  1. در “رابطه” یا در “موردِ” ؟

نادرست: دوستم فرمول مهمی را در رابطه با الکترومغناطیس می داند.

درست: دوستم فرمول مهمی را در مورد الکترومغناطیس می داند.

واژه ی “در رابطه” به زبان انگلیسی بر می گردد و به جای آن بهتر است از کلماتی مثل در موردِ، در خصوصِ، درباره و… استفاده شود.

 

  1. کــــه

مسلمانان به آنچه که کتاب آسمانی شان می گوید گوش فرا می دهند.

حمیده گفت که ماه بعد گلدان ها را آب می دهم.

حالا همین جملات را بدون “که” بخوان.

چه بهتر است که حواست باشد از “که” زائد استفاده نکنی.

 

  1. اگرچه … اما

هنگامی که “اگرچه” و هم معنی هایش مثل گرچه، با اینکه و… در جمله ای استفاده می شود، آوردن کلماتی مثل اما، ولی و… اشتباه است.

نادرست: اگرچه دست خودش نبود، اما نظم کلاس را بهم ریخت.

درست: دست خودش نبود، اما نظم کلاس را بهم ریخت.

 

  1. در سنّ … سالگی

خیلی وقت ها حواسمان نیست که استفاده از این دو واژه به طور هم زمان در یک جمله اشتباه است.

نادرست: دوستم در سن 25 سالگی به خدمت سربازی اعزام شد.

درست: دوستم در 25 سالگی به خدمت سربازی اعزام شد.

 

شاید این نکاتی که گفتم قبلا دانسته باشی ولی دانستن با انجام دادن کلا متفاوت است.

امیدوارم از این مقاله لذت برده باشی.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *