اصول تبلیغ نویسی با فرمول SSS

فرمول های تبلیغ نویسی فرمول های خیلی پیچیده ای نیستند.

برخلاف اسم شان خیلی راحت قابل استفاده هستند.

نام SSS مخفف سه کلمه ی Star, Story, Solution است.

مانند فرمول آیدا (AIDA) که از چهار کلمه ی Attention, Interest, Desire, Action ساخته شد.

اگر چیز زیادی از تبلیغ نویسی نمی دانی، فرمول های تبلیغ نویسی به تنهایی نمی تواند دردی را درمان کند.

 

عموم مدرسین موفقی که محصول اطلاعاتی خود را به فروش می رسانند از شیوه ی داستان گویی استفاده می کنند.

متاسفانه در حال حاضر ساختن تصویری در مغز مخاطب برای افزایش فروش کار آسانی نیست.

 

افرادی که محصول اطلاعاتی می فروشند ممکن است با این مشکل مواجه شوند که چگونه می توانند صفحه ی فروش خوبی بنویسند؟

یادت باشد که مشتری زمانی به تو اعتماد خواهد کرد که صلاحیت انجام کار را داشته باشی.

اگر فردی صاحب یک برند شخصی است و درک درستی از نیاز ها و مشکلات مخاطبین داشته باشد، حتما حوادث و صحنه های خاصی را در کسب و کارش دیده است.

و این مشکلات یقینا راه حلی هم دارند.

داستان سرایی یا StoryTelling به تو کمک می کند تا ارزش کسب و کارت به چشم بیاید و هر مخاطبی را به خودش درگیر کند.

نمونه ای از داستان سرایی در تبلیغاتی که گوگل انجام داد:

 

نمونه ای از داستان سرایی در تبلیغات مرسدس بنز:

 

 

در تبلیغ مرسدس بنز، پسربچه به عنوان شخصیت اصلی در تبلیغات بازی می کند و داستانی دارد که در آخر مشکلش حل می شود.

یعنی دقیقا فرمول SSS اجرا شد:

  1. Star
  2. Story
  3. Solution

 

1. نقش اول داستانت را پیدا کن (Star):

زمانی می خواهی داستانی را برای مخاطبت تعریف کنی، باید بدانی شخصیت اصلی داستانت چه کسی است؟

مانند یک فیلم سینمایی، تمرکز اصلی ما روی شخصیت اصلی داستان است.

چون نقش اول داستان ما همان شخصی است که به محصول مان نیاز دارد.

به عنوان مثال در سریال فرار از زندان، شخصیت اصلی داستان، مایل اسکافیلد است. بینندگان فیلم برای دنبال کردن داستان مایکل و برادرش ساعت ها وقت صرف می کنند تا هیجان بالایی که این فیلم دارد را تجربه کنند.

در یک فیلم ممکن است در لحظات زیادی احساساتی شویم.

بخندیم، اشک بریزیم یا بترسیم…

خیلی ها عاشق شخصیت اول داستان می شوند.

وقتی عاشق شخصیت اول داستان شوی ممکن است بروی چند عکس سلفی و امضا از او بگیری.

در نتیجه شخصیت اول، عامل اصلی فروش است.

ممکن است برایت سوال شود که چه کسی باید نقش اول داستانت را بازی کند؟

یافتنش کمی سخت است.

ممکن است خودت باشی یا یک سلبریتی.

ممکن است مشتری ات باشد یا یک فرد خیلی مشهور.

مهم این است که داستان قانع کننده و هیجان انگیزی در رابطه با کسب و کارت داشته باشی تا مخاطبت را به خودش درگیر کند.

و از همه مهم تر این که شخصیت اصلی داستان باید کسی باشد که مشکلش همان مشکل مخاطب است.

 

 

2. داستانی که احساس هر مخاطبی را درگیر کند (Story):

موفقیت یک فیلم به میزان فروش آن است.

تو نویسنده ی داستان هستی. حواست باشد که داستانی یک طرفه و خسته کننده ننویسی.

مخاطبین ات هر لحظه می خواهند در داستانت نقش داشته باشند.

فردی که شروع به خواندن داستانت می کند و تا پایانش همراهت می ماند، حتما نیازی دارد و می خواهد نیازش را برطرف کند.

اگر می خواهی در مورد نیاز های مشتری بیشتر بدانی، کتاب تئوری انتخاب نوشته ی ویلیام گلاسر را حتما بخوان.

داستانت را طوری بنویس که مخاطبت با آن همزادپنداری کند.

داستانت 100 درصد واقعی باشد. نیازی نیست که داستانی خیالی ببافی و یک شبه ریشه ی اعتبار کسب و کارت را از جا در بیاوری.

عاقُبَهٌ الْکِذْبِ مَلامَهً وَ نَدامَهٌ. سرانجام دروغ گفتن، سرزنش و پشیمان شدن است.

تبلیغ نویسی مثل یک شمشیر دو لبه است.

اگر به درستی از آن استفاده نکنی، آسیب زیادی به خودت و کسب و کارت خواهی زد.

یادت باشد که یک محصول یا خدمات بی کیفیت داستانی هم نخواهد داشت.

چون یک محصول بی کیفیت، داستان عذاب آوری خواهد ساخت.

 

به فرض ما یک داستان مشخصی داریم.

این داستان را در قالب فیلم سینمایی می سازیم.

و بار دیگر در قالب یک داستان صوتی و متنی.

به نظرت کدام قالب داستان می تواند برای مخاطبت جذاب تر باشد؟

دلت می خواهد سریالی مثل فرار از زندان را در قالب یک متنی بخوانی یا در قالب یک سریال تماشا کنی؟

منظورم این است که داستانت را در قالب عکس یا ویدئو به نمایش بگذار.

یک داستان به صورت عکس یا ویدئو به مراتب تاثیر بیشتری از یک داستان بدون عکس دارد.

چون وقتی یک المان مهمی مثل المان بصری را به کار می گیریم یقینا تاثیرگذاری داستان خیلی بالاتر می رود.

 

 

3. راه حلی برای فرار از مشکل به او بده (Solution):

مخاطب برای رهایی از مشکلش به محصول یا خدماتت نیاز پیدا می کند.

باید بداند که مشکلش زمانی حل خواهد شد که از محصول یا خدماتت استفاده کند.

یادت باشد، زمانی باید راه حلت را به مخاطب بگویی که او بفهمد واقعا به شنیدن راه حلت نیاز دارد.

 

4 پاسخ
  1. سعید بهزادی
    سعید بهزادی گفته:

    سلام جاوید عزیز. یک مقاله فوق العاده در مورد داستان نویسی. مقاله عالی در مورد داستان نویسی خیلی کم در وب فارسی وجود داره. هر چند قسمت Solution دوست داشتم بیشتر توضیح میدادی.
    من هم یک مقاله در مورد داستان ها و پشت پرده اون نوشتم،لینک مقاله شما رو هم اضافه کردم.لینک مقاله وقتی داستان ها می فروشند:
    http://academykhalagh.com/storytelling/
    موفق و خلاق باشید

    پاسخ
    • سید جاوید حسنی
      سید جاوید حسنی گفته:

      سلام آقای بهزادی
      خیلی ممنونم
      حتما بزودی بخش Solution رو کامل تر می کنم. از انتشار این مقاله خیلی اشتیاق داشتم.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *