نوشته‌ها

می خواهی مثل یک تبلیغ نویس درجه یک رفتار کنی؟

فرقی نمی کند به چه کاری علاقه داری.

اما هر کسی قبل از شروع هر کاری ترس هایی دارد.

نداشتن اعتماد به نفس کافی ممکن است تو را از شروع کار منع کند.

حتما دیده ای فردی که تازه وارد حوزه ای شده است و ادای حرفه ای های این حوزه را در میاورد.

حتما دوست نداری کسی بفهمد که تو آماتور هستی و ادای افراد متخصص را در میاوری.

اگر تا پایان این مقاله را بخوانی، راهکار هایی را یاد می گیری که می توانی در مدت زمان کوتاهی به چندین پله بالاتر در تبلیغ نویسی صعود کنی.

دیزایر ها از مدرک تحصیلی ات مهم تر هستند

شاید باور نکنی.

کارآفرینان موفقی که با تبلیغ نویسی به آزادی مالی رسیدند هیچ یک از آن ها مدارک دانشگاهی خاصی ندارند.بعضی ها از آن ها که مدرک دانشگاهی دارند اظهار دارند که دانشگاه هیچ تاثیری در موفقیت شان نداشته است و بعضی از آن ها حتی دوران دبیرستان شان را نیز به طور کامل نگذرانده اند.

این مسئله تنها در ایران اتفاق نمی افتد.

در کل دنیا این گونه است.

در هر کشوری که بخواهی نمونه های زیادی از این افراد وجود دارد.

چیزی که از یک تبلیغ نویس هنگ کنگی شنیده ام این بود که:
“تا به حال پیش نیامده کسی از من در مورد مدرک تحصیلی ام سوالی کند. شاید یک یا دو نفر از میان این هزاران نفر بوده باشند که در مورد مدرک تحصیلی از من سوال کرده اند و آن هم به خاطر این بود که آیا می توانم برای شان نتیجه ی دلخواهشان را بسازم؟”

مسئله همین است.

مخاطبین ات فقط می خواهند قوی تر، خوشحال تر و ثروتمند تر شوند.

آن ها به دنبال نسخه ی بهتری از خودشان یا برندشان هستند.

این کارآفرین هنگ کنگی گفت:

“دو بار در درس زبان مردود شدم.”

تبلیغ نویسی هیچ ارتباطی با روزنامه نگاری و نوشتن های مدرسه ای ندارد.

نویسندگی به شکل آکادمیک برای آموزش طراحی شده است.

به همین دلیل کتاب های درسی مان خشک و بی روح بوده اند و هستند.

اما تبلیغ نویسی برای چه چیزی طراحی شده است؟

تبلیغ نویسی فرمی از نویسندگی است که برای فروش طراحی شده است.

برای تبدیل مخاطبین به مشتری.

تبلیغ نویسی مهارتی است که در قست Street-smart قرار می گیرد اما مشاغلی مانند پزشکی،

مهندسی، حسابداری و امثال این ها در قسمت School-smart قرار می گیرند.

پس به جای اینکه به مدرک تحصیلی ات فکر کنی، به دیزایر های مخاطبین ات فکر کن.

اول در بخش های کوچک تر استاد شو

زمانی که از تبلیغ نویسی صحبت می کنیم، در واقع از انواع مختلفی از آن حرف می زنیم.

صفحات طولانی مثل لندینگ پیج ها که می تواند تا 10 صفحه نیز نوشته شود احتمالا برایت سخت است.

اگر بخواهی این گونه پیش بروی شاید تا 10 سال طول بکشد که به یک تبلیغ نویسی درجه یک تبدیل شوی.

در نتیجه بهتر است که از فرم های کوچک تری استارت بزنی.

می توانی با نوشتن ایمیل شروع کنی.

نوشتن پست های اینستاگرامی.

یا حتی نوشتن تیتر و زیرتیتر تبلیغات گوگلی.

در این حالت خیلی راحت تر می توانی بازخورد مخاطبین ات را دریافت کنی.

خیلی سریع پی می بری که کدام بخش از کارَت ایراد دارد و کدام بخش به خوبی نوشته شده است.

و همین دلیل محکمی برای ساختن اعتماد به نفست خواهد بود.

واضح است همان اوایل که 10 یا 20 صفحه تبلیغ می نویسی برایت سخت و وحشتناک خواهد بود و هفته ها وقت و انرژی از تو خواهد گرفت.

اما نوشتن یک ایمیل نهایتا می تواند نیم ساعت یا یک ساعت زمان و انرژی بگیرد.

مثل یک مامور مخفی دنبال اطلاعات باش

به محض اینکه اسم مامور مخفی به گوشم می خورد، یاد دوران کودکی ام می افتم.

احتمالا بازی های جیمز باند را 120 بار به اتمام رساندم!

 

 

 

 

راستش را بخواهی اگر سمت تبلیغ نویسی نمی رفتم، حتما مامور مخفی می شدم.

واقعیت این است که اکثر تبلیغ نویسان تازه وارد با هیجان بالایی به سراغ لپ تاپ یا کاغذ و ورق می روند.

قسمت طنز ماجرا نیز گیر کردن در انتخاب بین خودکار هاست.

اگر از شرایط کنونی مخاطبت اطلاع زیادی داشته باشی و همچنین بدانی که برای آینده اش چه اهدافی دارد، خیلی راحت و سریع می توانی متن تبلیغت را بنویسی.

آرشیوی از صفحات تبلیغ نویسی داشته باش

قطعا در ابتدای کار هیچ تجربه ای نداری.

یکی از اثرگذار ترین کار هایی که می توانی انجام بدهی این است که آرشیوی از صفحات تبلیغ نویسی ای که در روز مشاهده می کنی داشته باشی.

همچنین با بایگانی کردن پروژه های تبلیغ نویسی ای که انجام می دهی، در آینده کوهی از برگه های تبلیغ

نویسی شده ای داری که می توانی برای پروژه های جدیدت از آن ها الهام بگیری.

می دانی که هر کدام شان چقدر سود ساختند و…

متن تبلیغ نویسی شده ات را به دیگران نشان بده؛ اگر تحسین ات کردند بدان که متن خوبی ننوشته ای.

در نگاه اول شاید این توصیه برایت عجیب باشد.

اما اگر کمی عمیق تر شویم می بینیم که باید طور دیگری به این موضوع نگاه کنیم.
پیچش ندهیم.

جمله ای که باید منتظر شنیدنش باشی این است:

 

“چطوری باید بخرمش؟”

 

متن ات را با صدای بلند بخوان

بعد از اینکه نوشتنت به اتمام رسید به یک مکان ساکت و آرام برو.

متن ات را با صدای بلند بخوان.

اینطوری می توانی کلمات و بخش های زائد زیادی را پیدا کنی.

این یک تکنیک خیلی ساده و خیلی مهم است.

رو نویسی از روی صفحات تبلیغ نویسی موفق؛ یک تجربه ی دیوانه کننده

صفحات تبلیغ نویسی موفق خیلی زیادی وجود دارد که برایت حکم مشق شب را دارند.

کلمه به کلمه اش را بنویس.

با قلم بنویس.

نه لپ تاپ و نه کامپیوتر.

چیزی تایپ نکن.

با مداد یا خودکارت بنویس.

اوایل که این کار را انجام می دهی، ممکن است برایت احمقانه به نظر برسد.

اما دلایل آن بسیار عمیق است.

این نوع نوشتن با بخش های مختلفی از مغزت ارتباط بر قرار می کند.

سیستم عصبی ات دوباره سیم کشی می شود!

در نتیجه این تکنیک فقط با کاغذ و قلم نتیجه می دهد نه با تایپ کردن.

اما می دانم که هنوز برایت جای سوال است که دقیقا چطور باید این کار را انجام دهی؟

صفحه ی تبلیغ نویسی سخت، طولانی و وحشتناکی را پیدا کن و بار ها از روی آن بنویس.

دو بار… سه بار… پنج بار… ده بار…

ناگهان جرقه ای در ذهنت می خورد که کل وجودت را نورانی می کند.

تجربه ی عجیبی برایت خواهد ساخت.

تو با این کار استایل نوشتن نویسنده ی آن تبلیغ را دانلود می کنی و وارد ذهنت می کنی.

یادت باشد که تبلیغ نویس آماتور به عنوان سرگرمی می نویسد اما تبلیغ نویس حرفه ای هر روز می نویسد.

 

غرق در کتاب های منسوخ شده ی تبلیغ نویسی نشو

کتاب هایی مثل breakthrough advertising , scientific advertising, the copy writer’s handbook, even the gary halbert…

همه ی این کتاب ها قبل از ظهور اینترنت نوشته شده اند.

دورانی که مردم با تلویزیون، روزنامه ها و مجلات سر و کار داشتند.

اما مردم این روز ها در شبکه های اجتماعی می چرخند.

دیگر مثل قبل کسی از پستچی نامه ای دریافت نمی کند.

مردم این روز ها ایمیل هایشان را چک می کنند.

اینستاگرام، یوتیوب، ایمیل، سایت… پلتفرم هایی هستند که این روز ها مردم در آن حضور دارند.

مسئله این است که با روش های بازاریابی گذشته نمی توان کسی را ترغیب به خرید کرد.

 

برای مشتریانی بنویس که توانایی پرداخت هزینه را دارند

اگر به دنبال مشتریانی باشی که به سختی می توانند هزینه ی محصول یا خدماتت را پرداخت کنند، هیچ

وقت طعم یک کارآفرین موفق را نخواهی چشید.

فرض کن می خواهی ماهیانه 200 میلیون تومان درآمد داشته باشی.

چطور می توانی با پروژه های 1 یا 2 میلیون تومانی موفق شوی؟

پس فراموشش کن.

به دنبال مشتریانی باش که توانایی پرداخت دارند.

البته تو هم باید کسی باشی که بتواند برایشان نتیجه ی دلخواهشان را خلق کند.

اگر مخاطبت 100 میلیون تومان بابت خدماتت پرداخت می کند باید 200 میلیون تومان بدست بیاورد.

 

اکثر تبلیغ نویسان تازه وارد هر کاری می کنند جز نوشتن…

تو به عنوان یک تبلیغ نویس زمانی می توانی پول در بیاوری که بنویسی.

احتمالا در اوایل کار می روی نگاهی به صفحات تبلیغ نویسی می اندازی.

ویدئو ها و مقالات آموزشی می خوانی.

در شبکه های اجتماعی اینور و آنور می روی.

اما چیزی نمی نویسی.

یادت باشد که اساس کارت بر پایه ی نوشتن است.

 

تبلیغ نویسی بخش خاصی از بازار را به دست بگیر

هنگامی که بر روی بخش خاصی دست می گذاری، تمرکزت نسبت به اجرای کار بالاتر می رود و نتایج بهتری خواهی ساخت و در نتیجه مشتریان بیشتری خواهی داشت و در نهایت پول بیشتری خواهی ساخت.

به عنوان مثال می توانی تبلیغ نویسی حوزه ی سلامت را به عهده بگیری. یا می توانی بر روی بازار و سرمایه گذاری تمرکز کنی.

حتی می توانی ریز تر شوی.

می توانی بخش کوچکی از حوزه ی سلامت را به دست بگیری:

کاهش وزن، مقابله با استرس یا…

اما هنگامی که بخواهی برای هر صنعت و حوزه ای تبلیغ بنویسی، دیگر کارت آن ارزش واقعی را نخواهد داشت.

مادامی که روی قسمت مشخصی تمرکز می کنی و مشتریان خاص خودت را داری، علاوه بر اینکه مشتری تو را به چشم یک متخصص نگاه می کند، خیلی راحت می توانی پروژه های تبلیغ نویسی ات را یکی پس از دیگری انجام دهی.

چون با آن صنعت آشنایی زیادی داری و مخاطبانش را بهتر از هر کسی می شناسی.

خیلی دقیق تشخیص خواهی داد که هر پیشنهادی به چه میزان نرخ کانورت خواهد داشت.

 

اگر این مقاله را تا انتها خواندی نظرت را در زیر همین پست بنویس.

نقد و بررسی و بهبود صفحه محصول سایت ارشیا دکامی

متاسفانه، می توان گفت تقریبا تمام صفحات فروش محصولات یا خدمات در ایران، اشتباهات تبلیغ نویسی بسیار زیادی دارند.

یا بهتر می توان گفت:

اصلا صفحه ی تبلیغ نویسی شده ای ندارند.

از آنجایی که من و سایر تبلیغ نویسان سعی در کاهش اشتباهات تبلیغ نویسی صفحات فروش داریم، مقالات تبلیغ نویسی متعددی نوشتیم اما تغییری در صفحات فروش صاحبین کسب و کار ندیدیم.

به همین دلیل تصمیم گرفتیم خودمان دست به کار شویم و به طور عملی صفحات محصول یا خدمات را مورد نقد و بررسی قرار دهیم و راهی برای بهبود صفحات ارائه دهیم.

در این مقاله صفحه محصول سایت آقای ارشیا دکامی، بنیان گذار مدیریت کاربردی در ایران را بررسی خواهیم کرد.

نقد و بررسی صفحه تبلیغ محصول: کارگاه تخصصی تفویض اختیار موثر

اولین اشتباه بزرگ که در 99 درصد صفحات محصول وجود دارد، وجود منو، لوگوی سایت، فوتر و… است.

ارائه ی گزینه های مختلف مثل منو، لوگوی سایت و… چه مشکلی ایجاد می کند؟

جواب ساده است:

تمرکز به شدت کاهش می یابد.

تا حد ممکن باید المان های اضافی را حذف کنیم به طوری که حتی اگر یک کلمه از متن صفحه ی محصول حذف شود، تبلیغ مان دچار مشکل شود.

وقتی مخاطب در حال خواندن صفحه ی محصول است چرا باید در حین این کار به او پیشنهاد هایی مثل: خواندن مقالات، سایر دوره ها و… را بدهیم؟

فرض کن غرفه ای برای فروش محصولات مان داریم.

فردی در حال بررسی محصولی است.

آیا در این میان به او می گوییم می توانی سایر محصولات مان را ببینی؟

یا بهتر است او را ترغیب به خرید همان محصولی کنیم که در حال بررسی آن است؟

چه دلیل دارد در این میان به او پیشنهاد های بی ربط بدهیم؟

در نتیجه،  بهتر است منو، فوتر و سایر المان های اضافی از قسمت صفحه ی محصول حذف شود.

و اما قسمت تلخ ماجرا، تیتر این صفحه است.

تیتری که علاوه بر جلب نکردن توجه افراد، آن ها را دچار ابهام و سردرگمی می کند.

من و خیلی از افراد با اینکه درس ادبیات مان 20 بوده است، معنی تفویض را نمی دانیم.

هنوز که در حال نوشتن این مقاله هستم معنی اش را نمی دانم.

بگذار یک جستجوی ساده در گوگل بکنم.

با توجه به لغت نامه، تفویض اختیار موثر یعنی واگذاری اختیار موثر.

اما مشکل چیز مهم تری است.

مشکل این است که ما اصلا نمی دانیم وظیفه ی تیتر دقیقا چیست؟

تیتر باید توجه هر مخاطبی را به خودش درگیر کند، به طوری که اگر ادامه ی آن را نخواند شب خوابش نبرد.

خیلی ساده است.

اما این صفحه تیتر و زیرتیتری ندارد که کار جلب توجه را انجام دهد.

سوال اینجاست، اگر توجه مخاطب در ابتدا جلب نشود چه اتفاقی می افتد؟

پاسخ ساده است:

مخاطب ادامه ی متن را نمی خواند و صفحه را می بندد.

می توانستیم چنین تیتری بنویسیم:

مدیریت مثل عسل برایت شیرین خواهد شد اگر به راحتی بر قسمت اصلی کار تمرکز کنی و امور دست و پا گیر را به دیگران بسپاری.

این تیتری بود که در چند ثانیه با اطلاعاتی که از محصول بدست آوردم، نوشتم.

در زیرِ تیتر هم نوشته شده است: دوره یازدهم.

با توجه به بررسی ای که کردم متوجه شدم این شماره، شماره ی محصولات است که اصلا نیازی به نوشتن نیست و هیچ اهمیتی برای مخاطب ندارد.

اتفاقا مرا کمی سردرگم کرد.

زیر تیتر بهتر است توضیح بسیار کوتاهی باشد که مخاطب را برای خواندن ادامه ی متن ترغیب کند.

به نظرم تلخ ترین قسمت کار، قسمت تیتر است.

چون زمانی که تیتر درستی ننویسی مخاطب ادامه ی متن را نمی خواند.

یک ضرب المثل قدیمی می گوید:

اگر می خواهی درختی را در چهار ساعت قطع کنی، 3 ساعت آن را صرف تیز کردن تبر کن.

دقیقا به همین شکل است.

اگر زمانی را برای نوشتن صفحه ی محصولت اختصاص می دهی، زمان زیادی را برای نوشتن تیتر بگذار.

فرض کن می خواهی به خواستگاری دختری که سال ها عاشقش بودی بروی.

اگر ظاهر و حالت درستی نداشته باشی و…، آیا دختر به ادامه ی روند خواستگاری میلی دارد؟

خیلی خب.

به سراغ اولین پاراگراف می رویم:

مدرسارشیا دکامی

(مشاور،نویسنده و مدرس حرفه ای مدیریت کاربردیدیدن رزومه

مبلغ سرمایه گذاری495 هزار تومان

(همراه با پذیرایی میان وعده و ناهار)

زمان برگزاریجمعه 6 اردیبهشت 98

ساعت برگزاریساعت 9 الی 17

مکان برگزاری: تهران، مجتمع فرهنگی انصار

تومان 495,000

در انبار موجود نمی باشد

مخاطب هنوز هیچ چیزی (0 درصد) از محصول مان نمی داند.

چرا باید نام مدرس، مبلغ محصول، پذیرایی و زمان برگزاری را بنویسیم؟

هنوز هیچ اشتیاقی برای مخاطب برای شرکت در دوره ایجاد نشده است.

بهتر است پاراگراف اول را با چند جمله ی سوالی شروع کنیم که جوابش فقط یک بله است.

به عنوان مثال:

آیا امور دست و پا گیر شرکت نمی گذارد روی بخش مهم کار تمرکز کنی؟

آیا همیشه برای مدیریت کسب و کارت وقت کم میاوری؟

و…

البته نوشتن متن صفحه ی محصول نیاز به تحقیق و جستجوی زیادی دارد تا بتوانیم دقیقا متنی بنویسیم که دقیقا مشکلات مخاطب را هدف بگیرد.

چون معمولا صاحیبن کسب و کار وقتی می خواهند کارشان را پرزنت کنند، هیچ توجهی به طرز فکر مخاطب ندارند.

هیچ اهمیتی به آرزو ها و خواسته های مخاطب نمی دهند.

یادت باشد که من و تو برای مخاطب مهم نیستیم.

فرض کن می خواهی آخرین مدل مرسدس بنز را بخری.

آیا می دانی سازندگانش چه افرادی هستند؟

تنها توجهی که داری به خودت است و هیچ اهمیتی به صاحب برند نمی دهی.

هر چند زحمت زیادی برای محصولت کشیده باشی هیچ وقت نباید مخاطبت را به خاطر درک نکردن کیفیت محصولت سرزنش کنی.

اگر مخاطب محصولت را خریداری نمی کند، مشکل از خود توست.

در هر صورت بهتر است پاراگراف اول را قوی تر و پر سر و صدا تر شروع کنیم و مشکلات و آرزو های مخاطب را هدف بگیریم.

این تصویری است که در قسمت ابتدایی محصول قرار دارد:

تا حد ممکن سعی کنیم از تصاویر تکراری استفاده نکنیم.

هر چقدر عکسی که به کار می بریم طبیعی تر و واقعی تر باشد، تاثیر گذاری به مراتب بالا تر خواهد بود.

پیشنهاد می شود که این تصویر برداشته شود چون بودن آن دردی را دوا نمی کند.

تا اینجای کار متن تبلیغی دیده نشده است.

می توان گفت که این یک صفحه ی توضیح محصول است نه تبلیغ.

تفویض اختیار در مدیریت

تفویض اختیار به کارکنان ، مهارتی مدیریتی است که تاکنون کمتر از سایر مهارتهای مدیران مورد توجه قرار گرفته است. علت شکست بیشتر مدیران ایرانی این است که نتوانسته اند به خوبی از مهارت تفویض اختیار استفاده کنند و همیشه درگیر و شلوغ بوده اند.
مدیران اگر وقت کافی داشته باشند می توانند وظایف مدیریتی را به خوبی انجام دهند. یعنی تا زمانی که تا حد امکان وظایف و مسئولیت ها را واگذار نکنید وقت اضافی برای مدیریت را نخواهید داشت.

مهارت تفویض اختیار در مدیریت ، بیشتر از مهارت دیگری می تواند بیشترین تاثیر و تفاوت را در ثمر بخش بودن کار شما داشته باشد. در ایران مدیران کمی دیده ام که به تفویض اختیار به کارکنان توجه نشان دهند، به همین دلیل اغلب درگیر جزییات می شوند و وقت و زمان خود را صرف کارهایی می کنند که افراد زیر مجموعه آنها می توانند به خوبی آن کارها را انجام دهند.

با تفویض اختیار به کارکنان قادر خواهید بود دامنه کاری خود را از کارهایی که میتوانید انجام دهید به کارهایی که می توانید مدیریت و کنترل کنید گسترش دهید.
با تفویض اختیار به کارکنان ، نتایجی که به دست می آورید بیشتر از هر عامل دیگری تعیین کننده درآمد، موقعیت شغلی و رضایت مندی فردی شما از شغلتان است.

در نگاه اول احساس می شود که یک رباط دارد با ما صحبت می کند.

جمله ی تفویض اختیار به کارکنان بار ها تکرار شده است.

سعی کنیم جملات را تا جایی که می شود کوتاه کنیم و تا حد ممکن اثرگذار بنویسیم.

لحن جملات باید صمیمانه تر شود.

به جای “شما” می توان از “تو” استفاده کرد.

جملات آخر به نظر گیج کننده می آید و صرفا مخاطب را بی حوصله می کند.

سوال اینجاست، پاراگراف آغازین را چطور شروع کنیم؟

مخاطب فقط به دنبال یک چیز است:

رهایی از مشکل و رسیدن به شرایط ایده آل.

در ابتدا باید مخاطب را نسبت به مشکلش آگاه کنیم.

دقیقا بدانیم مشکلش چیست تا بفهمد ما همان کسی هستیم که به خوبی می تواند مشکلش را حل کند. چون درک درستی از مشکلش داریم.

نظرات مشتریان راضی در اعتماد سازی تاثیر خوبی دارد اما بهتر است ترتیب کار را رعایت کنیم.

نمایش نظرات مشتریان راضی بعد از بیان مشکل، اثرگذار نیست و بهتر است در قسمت انتهایی صفحه محصول قرار بگیرد.

یعنی قبل از قسمت خرید و گارانتی محصول.

مشکل قسمت نظرات مشتریان راضی این صفحه محصول این است که مخاطب باید وارد صفحات متعددی شود.

وقتی این صفحات را باز کردم مدتی از بحث نقد و بررسی خارج شدم و غرق جزئیات و مقالات مرتبط در آن صفحات شدم.

این سناریو را تصور کن:

وارد فروشگاه بزرگی می شوم.

چشمم به یک محصول می افتد.

فروشنده در مورد آن محصول برایم صحبت می کند و خیلی خوب مرا ترغیب به خرید می کند.

ناگهان می گوید: تمام افرادی که از این محصول استفاده کردند، احساس رضایت کامل دارند.

می توانم نشانت دهم. پس دنبالم بیا.

دوباره مرا به جای بسیار شلوغی می برد که جای سوزن انداختن نیست.

تعدادی از نظرات مشتریان راضی را نشانم می دهد.

در آن میان نگاهم به چند مقاله و محصول دیگر می افتد…

و در آخر داستان از این رو به آن رو می شود.

و فکر خریدن محصول از ریشه ی ذهنم خارج می شود.

 

در دوره تفویض اختیار در مدیریت چه مطالبی ارائه می شود؟

چرا برخی مدیران تفویض اختیار نمی کنند ؟

موانع تفویض اختیار به کارکنان در سازمانهای ایرانی چیست؟

هدف و منافع تفویض اختیار به کارکنان چیست؟

آیا مهارت شما در تفویض اختیار به کارکنان نیاز به بهبود دارد ؟

چه کارهایی باید واگذار شوند

چه کارهایی نباید واگذار شوند

قبل از تفویض اختیار به کارکنان چکار باید کرد

اصول تفویض اختیار چیست ؟

چگونه تفویض اختیار کنیم ؟

کنترل های بعد از تفویض اختیار چیست و چگونه نظارت کنیم

تفویض معکوس چیست و چگونه از آن جلوگیری کنیم

نکات مهم برای موفقیت در تفویض اختیاربه کارکنان

میکرو مدیر نباشیم

 چک لیست های لازم برای تفویض اختیار به کارکنان

این جمله را در گوگل سرچ کردم:

چرا برخی مدیران تفویض اختیار نمی کنند ؟

 

وقتی مخاطب سرفصل های دوره را می خواند ممکن است سرچی در گوگل انجام دهد.

با خواندن مقالات، اطلاعاتش در آن زمینه بالا می رود.

و به تدریج احساس نیاز کمتر و کمتر می شود.

اما مشکل صرفا همین نیست.

مسئله این است که مخاطب نیازی به دانستن سرفصل ها ندارد.

بیان ویژگی های فنی محصولات کاملا برای مخاطب بی ارزش است.

فرض کن شخصی می خواهد کرمی برای زیبایی صورتش بخرد.

به او می گوییم:

این کرم از ترکیبات پانتول بی 5 + سوکرافیلت و ویتامین E  ساخته شده است.

آیا واقعا ذوق می کند؟

مسلما نه.

واقعیت چیز دیگری است.

مخاطب فقط دنبال یک چیز است:

نتیجه.

کسی که قصد خرید خودرو دارد، دقیقا هدفش مشخص است.

مسلما هدفش خریدن چرخ، فرمون، آینه بغل، صندلی و… نیست.

 

با شرکت در این کارگاه اصول تفویض اختیار در مدیریت دقیقا چه چیزی را دریافت می کنم؟

·  ۷ساعت محتوای آموزشی

· فایل صوتی کارگاه (سه روز بعد از کارگاه)

· جزوه مطالب این کارگاه

· حمایت و مشاوره آقای مهندس دکامی برای رفع مشکلات حین کار

·  گواهینامه قابل استعلام از آکادمی MPT اتریش

· عضویت در گروه تلگرامی “شبکه مدیران” محلی برای رفع مشکلات مدیریتی محل کارتان

طبق گفته های قبلی، این بخش تاثیری در ترغیب مشتری به خرید ندارد.

این دوره از سوی آکادمی های MPT اتریش، IQS انگلیس و آکادمی ANCCP ایتالیا مورد تایید است و از سوی این آکادمی ها مدرک ارائه می شود. مدارک ارائه شده قابل استعلام بوده و در سرتاسر دنیا معتبر هستند.

ما برای این دوره تصمیم گرفتیم مدرک از MPT ارائه دهیم.

شاید پذیرفتنش کمی سخت باشد؛ اما مخاطب اهمیتی به این نوع مسائل نمی دهد.

مخاطب کاری ندارد که چقدر برای تولید محصولت زحمت کشیدی.

از اینکه چه خون دل هایی خوردی برای مخاطبت ارزشی ایجاد نمی کند.

 

مشخصات صفحه محصول در یک نگاه:

 

HeadLine (تیتر): ندارد

SubHead (زیرتیتر): ندارد

Opening: ندارد

Story (داستان): ندارد

VSL (ویدئو): دارد

Solution (راه حل): ندارد

Testimonial (نظر افراد راضی): دارد؛ اما به شکل درستی استفاده نشده است.

Guarantee (گارانتی): دارد

Call To Action (دکمه ی خرید): به دلیل عدم موجودی محصول، این مورد را در نظر نمی گیریم.

 

 

در قسمت نظرات همین مقاله می توانی صفحه محصولی را که دوست داری بررسی شود را کامنت بگذاری.

تبلیغ نویسی دقیقا چیست و چرا شرلوک هلمزِ هر کسب و کاری است؟

مهم نیست که چند تومان در ماه درآمد داری.

مهم این است که چطور می توانی کسب و کارت را خیلی زیاد و خیلی سریع متحول کنی.

نمی دانم چقدر کتاب های بازاریابی و افزایش فروش خوانده ای.

شاید در آخر گمراه شده ای و نتیجه ای هم نگرفتی.

انگار چیزی را گم کرده ای.

شاید اینجا جایی باشد که تکه ی مهم و پنهان کسب و کارت را بدست آوری.

شاید بگویی من دارم از کارم تعریف و تمجید های توخالی می کنم.

واقعیت این است زمانی که من فهمیدم تبلیغ نویسی همان چیزی است که خیلی از افراد به آن نیاز دارند و کسب و کارشان می تواند با آن تحول بزرگی پیدا کند، تصمیم گرفتم که به دیگران هم آموزش دهم.

متاسفانه عموم مردم هنوز شناخت درستی از مقوله ی کپی رایتینگ یا تبلیغ نویسی ندارند.

به همین دلیل مقاله ای نوشته ام که تا حد ممکن با موضوع تبلیغ نویسی آشنا شوی.

کپی رایتینگ یا تبلیغ نویسی دقیقا چیست؟

هر نمایشی چه در قالب متن و چه در قالب صوت یا ویدئو در ابتدا به صورت یک نوشته است.

به عنوان مثال، هر فیلم یا سریالی که ساخته می شود، بر پایه ی متنی است که نویسنده ای آن را نوشته است.

فرض کن فیلمی بدون نویسنده ساخته شود.

چه اتفاقی می افتد؟

یا ممکن است تبلیغی تلویزیونی بسازی اما هیچ برنامه ای برای متن تبلیغت نداشته باشی.

چه اتفاقی می افتد؟

فرض کن می خواهی که در یک سمینار بزرگ سخنرانی کنی اما هیچ برنامه ای برای متن سخنرانی ات نداری.

چه اتفاقی می افتد؟

شاید بگویی من سمینار برگزار نمی کنم و همیشه وبینار برگزار می کنم.

اگر به درستی وبینارت را تبلیغ نویسی نکنی…

چه اتفاقی می افتد؟

اگر بخواهی از کاربرد های تبلیغ نویسی حرف بزنم، تا ساعت ها می تواند ادامه داشته باشد.

تبلیغ نویسی معجونی از دو عنصر مهم است.

نویسندگی + بازاریابی

نیازی نیست که حتما نویسنده ی زبر دستی باشی.

کافیست نوشتن را بلد باشی.

کافیست کمی از درست نویسی بدانی تا نوشته های خوبی بنویسی.

غلط ننویسی.

پس منظور از نویسندگی، مهارت درست نوشتن است.

شاید جالب باشد که بزرگ ترین تبلیغ نویس دنیا یعنی دیوید اگیلوی در نوشتن کند بود و در درست نویسی هم استاد نبود.

 

تبلیغ نویس دقیقا کیست؟

کپی رایتر ها سرگرمی های زیادی دارند.

همواره در تلاشند تا خودشان را بروز نگه دارند.

نسبت به هر چیزی در جهان حس کنجکاوی دارند.

کنجکاوی شان می تواند فراتر رود و به مرحله ی فضولی و حتی جاسوسی برسد.

اصلا این حجم از کنجکاوی برای چیست؟

برای اینکه کاری کند که مخاطبت شیفته ی تو و محصولت شود.

دیوانه ات شود.

عاشق و دلباخته ات شود.

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است

عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

 

فرق یک تبلیغ نویس تازه کار با تبلیغ نویس حرفه ای چیست؟

تبلیغ نویس تازه کار انتخاب می شود ولی تبلیغ نویس حرفه ای انتخاب می کند.

تبلیغ نویس تازه کار با یادگیری اصول و قواعد تبلیغ نویسی نمی تواند یک شبه تبدیل به یک تبلیغ نویس حرفه ای شود.

 

بخش رازآلود تبلیغ نویسی چیست؟

بدانید و آگاه باشید که…

CopyWriting و Copy Right دو موضوع کاملا متفاوت هستند.

خیلی از افراد با شنیدن کلمه ی کپی رایتینگ به یاد حق و حقوق و قوانین کپی رایت می افتند که هیچ به ربطی به آن ندارد.

Copy Right همان قانون کپی رایت است که در کشور ما اجرا نمی شود.

به محض شنیدن کلمه ی CopyWriting به یاد کلمه ی کپی می افتند.

بعد هم کلمه ی رایتینگ را می شنوند و پیش خودشان می گویند تو کسی هستی که نوشته های مردم را کپی می کند؟

در جواب باید گفت که کپی رایتر کسی است که می نویسد تا نوشته اش کپی گرفته شود تا به دست مردم برسد.

یعنی دقیقا بر عکس فکر می کنند.

به همین دلیل معادل تبلیغ نویسی کمی از این سوء تفاهمات می کاهد…

متاسفانه بعضی ها هم با شنیدن واژه ی تبلیغ نویسی فکر می کنند که تبلیغ دیگران را کپی می کنیم…!

در هر صورت این بخش برای مخاطبان مان به شدت رازآلود است.

تسلیت؛ بازاریابی سنتی مرده است.

با وضعیت تکنولوژی امروز، بازاریابی سنتی دیگر معنایی ندارد.

رباط گونه شده است.

توجه و احساس افراد به راحتی تغییر نمی کند.

مخاطب بین هزاران سایت، صفحات اجتماعی و… می چرخد.

هر کسی یکی مثل همه حرف جدیدی برای گفتن ندارد.

البته در نگاه مخاطبان ممکن است چنین چیزی باشد.

حتی اگر بهترین متخصص در حوزه ی کاری ات باشی اما تا زمانی که قدرت ارائه ی درستی نداشته باشی، تو هم مثل بقیه هستی و حرف جدیدی برای گفتن نداری.

واقعا تلخ است.

خیلی تلخ است که شب ها و روز ها ساعت ها زحمت بکشی ولی کسی به تو توجهی نکند.

تلخ تر از آن این است که رقیبت با اندک دانشی که دارد، با تبلیغ نویسی از تو پیشی بگیرد.

 

تبلیغ نویس شدن چه سودی دارد؟

واقعیت این است که یک تبلیغ نویس یا کپی رایتر طور دیگری به مقوله ی فروش نگاه می کند.

علاوه بر تاثیرات بزرگی که در کسب و کارمان دارد، حتی می تواند در زندگی روزه مره مان اثرگذار باشد.

چندی پیش جمله ای خوانده ام که نوشته بود:

کپی رایتر مثل یک آفتاب پرست می ماند.

باید خیلی سریع خودش را با ویژگی های محصولات مختلف تطبیق دهد.

این جمله خیلی مهم است.

چرا مهم است؟

چون قسمت مهم تبلیغ نویسی، درک طبیعت محصول است.

منظور از طبیعت محصول یا خدمات چیست؟

فرض کن می خواهی برای خودت تبلیغی بنویسی.

خودت را خیلی خوب می شناسی.

از مهارت ها و خصوصیات اخلاقی و رفتاری خودت به طور کامل آگاهی داری.

گذشته ات را به خوبی به یاد داری. داستان مخصوص خودت را داری.

ویژگی های ظاهری مخصوص خودت را داری…

در این صورت با دانستن قوانین کپی رایتینگ، خیلی راحت می توانی تبلیغ خودت را بنویسی.

حالا فرض کن که می خواهی برای فرد ناشناخته ای که ساکن اوگانداست تبلیغی بنویسی.

اگر واقعا یک تبلیغ نویس باشی، مغزت سوت می کشد.

می پرسی چرا؟

چون چیزی از آن فرد نمی دانیم.

چطور می توانی برای شخص، محصول یا خدماتی که هیچ اطلاعاتی از آن نداری، تبلیغ بنویسی؟

سوال اینجاست که چرا تبلیغ نویسی، شرلوک هلمز هر کسب و کاری است؟

به نظرم شرلوک هلمز خیلی راحت می توانست تبدیل به یک تبلیغ نویس ماهر شود.

او جستجوگر بسیار خوبی بود.

 

تعریف نکن، به نمایش بگذار.

نگاهی به این تبلیغ بیانداز:

حتی اگر تا به حال یک جمله تبلیغ هم ننوشته باشی، با دیدن این تبلیغ دقیقا احساس آن شخصیت کارتونیِ در تبلیغ را داری.

شخصیت کارتونی فردی خواب آلود است.

تیتر تبلیغ متراکم و خواندنش خسته کننده است.

طرح و نمای روزنامه هم سازگار با قواعد تبلیغ نویسی نیست.

هدف شان دقیقا القای همین حس بود که انجام شد.

نمی دانم چطور ممکن است.

هر کسی که در یک حوزه ی مشخص فعالیت می کند، می نویسد بهترین… قوی ترین و…

چنین چیزی کلا اشتباه است.

اگر کمی دقت کنی می بینی که برند های بزرگ چنین چیزی را هرگز نمی گویند.

مثلا به شرکت های خودرو سازی نگاه کن.

لامبورگینی شعارش این است که ما پر سرعت ترین هستیم.

ولوو شعارش این است که ما ایمن ترین خودرو ها را تولید می کنیم.

تویوتا بیشتر در حفظ محیط زیست مانور می دهد…

این مقاله را نیز به تو پیشنهاد می کنم که بخوانی:

اسرار تبلیغات پر سود برند های بزرگ به زبان بزرگان تبلیغ نویسی

 

تبلیغ نویسی یعنی: نگو، نشان بده.

چه چیزی را نگوییم؟

ویژگی های فنی محصول.

مواد سازنده ی آن.

روش ساخت آن.

زحمتی که بابت آن کشیدیم.

و موارد بی اهمیت دیگر.

 

چه چیزی را نشان دهیم؟

نتیجه ی بعد از استفاده از محصول یا خدمات.

به عنوان مثال، فردی که لامبورگینی می خرد چه قصدی دارد؟

می خواهد با آن سفر خانوادگی برود؟

مسلما خیر.

او عاشق سرعت است.

او عاشق ماشین اسپرت است.

در نتیجه ما میاییم به او سرعت بالا را می فروشیم.

لذت رانندگی با ماشین فوق اسپرت را به او می دهیم.

تبلیغ خودروی رولز رویس چه می گوید؟

تنها صدایی که با سرعت 60 مایل در رولز رویس می شنوید، صدای تیک تاک ساعت است.

این همان یکی از نتایج استفاده از خودروی رولز رویس است.

این تبلیغی بود که دیوید اگیلوی نوشت و توانست فروش مافوق تصوری را بسازد.

فرض کن می خواهیم تبلیغی را انجام دهیم.

قبل از شروع تبلیغ می گوییم:

مردم عزیز ما می خواهیم تبلیغ مان را پخش کنیم.

چه اتفاقی می افتد؟

مسلما همه بی توجه می شوند و راه خودشان را می گیرند و می روند.

پس چه انتظاری داری وقتی می گویی ما بهترین هستیم…؟

تصور اشتباه خیلی از افراد از کپی رایتینگ: نوشتن متون جذاب

در روز ممکن است که تبلیغات زیادی را ببینیم که خیلی جذاب هستند ولی هیچ رغبتی برای خریدن محصول ایجاد نمی کنند.

تو تبلیغ می نویسی تا محصولت به فروش برود، نه اینکه مخاطبت را جذب متن تبلیغت کنی.

لطفا اگر به تبلیغ نویس مراجعه می کنید، نگویید می خواهم برایم متون جذاب و خاص بنویسی.

بگذارید تبلیغ نویس کارش را بکند.

البته حق می دهم.

وقتی خدایی نکرده مریض می شویم، به پزشک مراجعه می کنیم.

کافیست پزشک دست به قلم شود تا ما به او بگوییم که چه نسخه ای بنویسد.

قلم تبلیغ نویس مثل شمشیر تیز و دو لبه است.

شغل تبلیغ نویسی کمی هم خطرناک است.

از آنجایی که قلم تبلیغ نویس خیلی تیز و برنده است، اگر به درستی کارش را انجام ندهد می تواند کسب و کاری را از عرش به فرش برساند.

فکرش را بکن که دکتر برایت نسخه ای کاملا اشتباه بنویسد و تو دستوراتش را انجام دهی.

ممکن است اتفاقات بدی بیافتد.