نوشته‌ها

دیزایر هایی که از دوران دایناسور ها تا کنون وجود داشته و ذهن انسان در مقابل آن کنترلی نخواهد داشت

یک روز در کلاس درس زیست شناسی نشسته بودیم و معلم در حال درس دادن بحث موجودات میلیون ها سال پیش مثل خزندگان و دایناسور ها بود.

معلم در حال نوشتن زمان بندی سال های زندگی موجودات بود که ناگهان کلاس درس تبدیل شد به صدای غرش بلند و شدید حیوانات و به محض اینکه معلم سرش را از تخته سیاه بر می گرداند، چند نفر شروع می کردند به پرسیدن سوال های علمی و نجومی تخصصی.

من و چند نفر دیگر که در قسمت جلویی کلاس نشسته بودیم، مات و مبهوت شده بودیم.

مسلما این اتفاقات خنده دار مثل هر چیز دیگری منبعی هم دارد که کمی گذشته تر نیز با او همکلاس بودم و جالب تر اینکه دقیقا در کنار دست من می نشست.

10 دقیقه مانده بود به شروع کلاس زبان انگلیسی که این دوست محترم شروع کرد به مزاح و تقلید رفتار این معلم. به شدت می خندیدیم و فکر می کردیم که بهتر است که همین طور از خنده اشک بریزیم و خودمان را تخلیه کنیم تا کلاس خوبی را شروع کنیم.

اما ماجرای این داستان جور دیگری رقم خورد.

معلم وارد کلاس شد.

طبق عادت همیشگی حین برپا بودن چند ثانیه به دانش آموزان نگاه می کرد.

دقیقا به یاد چند لحظه ی پیش می افتادم.

از اینجا به بعد تبدیل به نارنجکی شدیم که هر لحظه ممکن بود در کلاس ساکتی که فقط صدای معلم و مهتابی شنیده می شد، منفجر شود.

در یک کلاس حدودا یک ساعته، هر ثانیه خودمان را کنترل می کردیم تا اینکه کلاس تمام شد و به دلیل موفقیت و تحمل بسیار زیاد، تاریخ این روز را به یاد دارم و محض اینکه به آن فکر می کنم از ته دل می خندم.

 

سوالی که مطرح می شود این است که آیا در برابر نکات به شدت خنده دار می توان از درون مقاومت کرد؟

جواب همه ی افراد، خیر است.

نمی توان از درون مقاومت کرد اما می توان آشکارش نکرد.

 

در این مقاله نیاز است که به 500 میلیون سال پیش برگردیم.

 

 

 

این حیوانات همان دیزایر هایی دارند که انسان ها امروز دارند و اگر به تصویر مغزشان نگاه کنی متوجه می شوی که این قسمت در قسمت درونی تر مغز ما انسان ها وجود دارد.

 

 

جالب است بدانی که این قسمت از مغز فقط در زمان حال زندگی می کند و هیچ درکی از گذشته و آینده ندارد.

واضح تر بخواهی بدانی، Reptilian Brain مغزی است که کاملا غریزی است و هیچ درکی از منطق ندارد و آگاهی و هوشیاری صفر است.

منظور از اینکه هوشیاری اش صفر است به این معناست که قابل کنترل نیست. یعنی عوامل خودکار بدن انسان مثل دستگاه گوارش و فشار خون به همین قسمت غریزی مغز وابسته است.

 

8 دیزایر اصلی انسان که در این مقاله بررسی می شود، طوری است که کنترلی در مقابل آن وجود ندارد اما هیچ کس خیلی راحت و واضح در مورد آن با تو صحبت نمی کند.

 

دیزایر اول: بقا

 

 

 

اگر یک بمب اتمی در شهر کار گذاشته شود که با منفجر شدنش کل شهر با خاک یکسان می شود، هر کاری خواهیم کرد تا این بمب خنثی شود و اگر هم خنثی شدنی نباشد، مجبوریم آن را در دریایی به دور از شهر بیاندازیم.

 

 

اگر بتمن برای نجات مردم گاتهام از این بمب دست به عمل نمی زد، کل شهر نابود می شد.

 

 

اگر بتمن برای انجام این کار درخواست 100.000.000.000 دلار پول می کرد بدون شک به خواسته اش می رسید.

 

هنگامی که شخصی دچار بیماری شود طوری که اگر دارویی که پزشک تجویز می کند را مصرف نکند، صد در صد می میرد، فرد حاضر است کل دارایی اش را بدهد تا زنده بماند.

در این حالت به هیچ چیزی جز زنده ماندن فکر نمی کند.

به عنوان مثال هوای شهر آلوده شود و گاز های سمی وجود داشته باشد که سیستم ایمنی فرد را سریعا از کار می اندازد. اگر ماسک مخصوصی وجود داشته باشد که فرد را از این گاز سمی حفظ کند، فرد حاضر است مبلغ زیادی را بپردازد تا این اتفاق تلخ برایش رقم نخورد.

 

بقا صرفا مربوط به جان انسان نیست بلکه می تواند به مسائل مالی و… نیز مربوط شود.

دیزایر بقا دیزایر ساده ای است که برای هر کسی واضح و قابل درک است.

 

 

دیزایر دوم: غذا ها و نوشیدنی ها

زمانی که وارد سوپرمارکتی می شوی و نوشیدنی هایی با طعم های مختلف با برند های گوناگون و با سایز های متفاوت می بینی، خیلی دقیق بررسی می کنی که کدام طعم و کدام برند بهتر از دیگری است.

یا زمانی که منوی رستوران را باز می کنی با انواع غذا ها مواجه می شوی.

زمانی که گرسنه در خیابان هستی و یک رستوران خیلی خوب رو به رویت قرار دارد، به فکر خوردن غذای مورد علاقه ات می افتی. ممکن است زمانی که مشغول خوردن آن غذای خوشمزه می شوی، با خودت بگویی مثل آن چیزی که مادرم درست می کند خوشمزه نیست.

شخصی که در میان خوشمزه ترین نوشیدنی های دنیا، آب را به سایر نوشیدنی ها ترجیح می دهد.

شخصی که نوشیدنی بدون الکل اما بدمزه را به خوردن نوشیدنی الکل دار اما خوشمزه ترجیح می دهد.

مسئله ی مهم این است که انسان به محض اینکه احساس تشنگی یا گرسنگی می کند، ناخودآگاه به دنبال رفع نیازش می رود.

 

دیزایر سوم: رها شدن از ترس، درد و رنجش

با چند مثال این دیزایر را توضیح خواهم داد:

  • فردی که کامپیوتر یا لپ تاپش پر از فایل های هرز و ویروسی است و با مشکل هنگ و کندی سرعت نیز مواجه می شود، سراغ نصب کردن آنتی ویروس می رود تا از این مشکل رها شود.
  • شخصی که مجبور است شب را در روشنایی بخوابد و نور لامپ آزارش می دهد و نمی تواند بخوابد، می تواند با یک چشم بند این مشکل را حل کند.
  • شخصی که قصد عمل زیبایی دارد، قطعا از چهره ی فعلی اش راضی نیست و همین باعث می شود که در جمع اعتماد به نفس نداشته باشد یا هر دلیل دیگری که باعث آزارش می شود، او را مجبور به عمل زیبایی می کند.
  • هر فردی که زبان دومش انگلیسی است، فرقی ندارد در سطح مقدماتی است یا پیشرفته، در نوشتن می تواند اشتباهات کوچک یا بزرگی داشته باشد. برای رهایی از این مشکل می تواند از نرم افزار های ویراستار مثل Grammarly استفاده کند تا مشکلش حل شود.
  • افراد معروفی که بادیگارد استخدام می کنند برای رهایی از ترس آسیب دیدن این کار را انجام می دهند. (البته این مورد برای همه ی افراد صادق نیست. بعضی از افراد به خاطر دارندگی و برازندگی بادیگارد می گیرند.)

 

دیزایر چهارم: رابطه ی جنسی

دیزایر های قبلی ساده و واضح بودند اما از اینجا به بعد دیزایر ها کمی پیچیده تر می شوند.

بخشی از خرید ها و هزینه هایی که فرد پرداخت می کند بر اساس همین دیزایر انجام می شود.

به عنوان مثال اگر به زمینه ی کاری اکثر افرادی که در کلاس های سخنرانی و فن بیان شرکت می کنند نگاه کنیم، متوجه می شویم که هیچ وقت قرار نیست در جمع یا همایشی سخنرانی کنند بلکه می خواهند شخص موردنظر شان را در جمع تحت تاثیر قرار دهند.

حالت اول: فرد می خواهد جنس مخالفی را تحت تاثیر قرار دهد تا به هدف مورد نظرش که ایجاد ارتباط است، برسد.

حالت دوم: فرد می خواهد شخصی را که مربوط به کسب و کارش است را تحت تاثیر قرار دهد تا در زمینه ی کاری اش پیشرفت کند که در این صورت به دیزایر دیگری ربط پیدا می کند.

 

فیلم من قبل از تو Me Before You داستان مردی را روایت می کند که بعد از یک تصادف توانایی حرکتی اش را از دست می دهد.

در ادامه، داستان عاشقانه ای روایت می شود که پایان متفاوتی رقم می خورد.

 

دیزایر پنجم: رشد و ارتقا

  • راننده ای که پژو 206 را به سراتو ارتقا می دهد، یعنی می خواهد یک ورژن بالاتر از ماشین فعلی اش را سوار شود.
  • گیمری که بعد از مدتی به فکر تقویت و ارتقای گرافیک سیستم خود می افتد، در این دیزایر جای می گیرد.
  • ماهیت کتاب های انگیزشی و موفقیت بر اساس همین دیزایر نوشته اند که رویایی از یک ورژن بهتر را به او می فروشند.

اما برندی که صرفا روی دیزایر رشد و ارتقا تمرکز می کند نمی تواند به برند گران قیمت تبدیل شود.

به عنوان مثال خودروی بوگاتی اگر صرفا به فکر رشد و ارتقای خودرو هایش بود دیگر چنین خودرو هایی با قیمت نجومی تولید نمی کرد.

دیزایر هایی مثل “برنده بودن” نیز در خودرو های بوگاتی نقش دارند.

 

دیزایر ششم: برنده بودن

دیزایر برنده بودن بستگی به محیط فرد دارد.

به عنوان مثال زبان آموزی که در سطح پیشرفته قرار دارد، وقتی در کلاس مقدماتی می نشیند مسلما برنده حساب می شود.

اما همان فرد وقتی در کلاس فوق پیشرفته یا نیتیو می نشیند این دیزایر کلا از بین می رود.

سال های گذشته گوشی اپل به ندرت در دست افراد دیده می شد که دیزایر برنده بودن را به همراه داشت اما در حال حاضر این دیزایر دیگر دیزایر برنده نیست چون این گوشی را اکثر افراد در دست دارند که در این صورت مربوط به دیزایر دیگری می شود که در ادامه به آن می رسیم.

 

دیزایر هفتم: مواظبت از افراد یا اشیایی که دوست شان داریم

این افراد یا اشیا می تواند هر چیزی باشد.

می تواند یک شخص باشد.

می تواند عروسک دختربچه ای باشد که شب ها برایش لالایی می خواند.

می تواند یک حیوان خانگی باشد که اگر مشکلی برایش به وجود بیاید، فورا سراغ دامپزشک می روی تا مشکلش حل شود.

می تواند گلی باشد که هر روز به آن آب می دهی.

می تواند کادویی باشد که برای کسی گرفته ای.

وقتی چیزی را به رایگان و بدون هیچ چشم داشتی به کسی می دهی، این می تواند در چند حالت بررسی شود.

حالت اول: اگر فرد رئیس ات باشد قطعا می خواهی نظرش را جلب کنی تا پیشرفتی در کارت ایجاد کنی که مربوط می شود به دیزایر رشد و ارتقا.

حالت دوم: وقتی می خواهی جنس مخالفی را تحت تاثیر قرار دهی می تواند به دیزایر رابطه ی جنسی ربط

پیدا کند. البته اگر آن شخص واقعا برایت اهمیت داشته باشد می تواند به دیزایر مواظبت از افراد نیاز مربوط شود.

در نتیجه دیزایر ها بستگی به فکر فرد دارد که هدف اصلی او از انجام آن عمل چیست.

 

دیزایر هشتم: تایید اجتماعی

تا به حال قاضی یا وکیلی را دیدی که با تیشرت و شلوار جین در محل کارشان باشند؟

مسلما خیر.

چون جامعه چنین چیزی را نمی پسندد.

اگر دو رستوران دقیقا در کنار یکدیگر باشند به طوری که یک رستوران تمام صندلی هایش خالی است اما رستوران دیگر تمام صندلی هایش پر است، در این حالت مردم رستورانی که صندلی هایش پر است را انتخاب می کنند.

 

نکته ی مهم اینجاست که هر چقدر دیزایر های بیشتری را پوشش دهی فروش بیشتری خواهی داشت.

و یا می توانی روی یک دیزایر مشخص تمرکز زیادی کنی.

فروش بسیار آسان خواهد بود، زمانی که پرده ی سوم ذهن (مغز قدیم یا همان درونی ترین بخش مغز) مخاطبت را بشکافی.