مهم ترین نکاتی که قبل از شروع کسب و کار اینترنتی باید بدانی

قبل از هر چیزی…

شاید احساس کنی که این مقاله هم مانند سایر مقالاتی که در مورد کسب و کار اینترنتی خوانده ای، تکراری و خسته کننده است.

اما واقعیت این است که مقالات و دوره هایی که دیده ای حرف بیهوده ای نزدند.

اما…

مشکل از جایی شروع می شود که ما آدم ها صبرمان را از دست داده ایم.

مشکل از جایی شروع می شود که نسبت به امور زندگی، بد بین شده ایم.

مشکل این است که کلی محتوا در مورد کسب و کار اینترنتی می خوانیم ولی دست به عمل نمی زنیم.

همه ی ما دوست داریم که ثروتمند شویم و ثروتمند بمانیم.

شاید تو هم مثل خیلی از افراد، از کار کارمندی به ستوه آمده ای.

شاید تا نیمه های شب کار کنی و بی خوابی بکشی.

تفریح و استراحتی هم نداشته باشی.

چند روز پیش اعضای یک فروشگاه زنجیره ای را دیدم که آرزوی یک خواب کافی را داشتند.

یک داستان جالبی از این فروشگاه زنجیره ای شنیدم.

می گفت:

من به عنوان پرسنل این فروشگاه، حتی نمی توانم چند ساعت کوتاه بخوابم.

به مغازه رسیدم و می خواستم از ماشینم پیاده شوم تا درب فروشگاه را باز کنم.

اما آنقدر خوابم میامد که در همان لحظه در ماشین خوابم برد.

بقیه ی داستان بماند که چرا فروشگاه در زمان مشخص باز نشده است…

از مدیر این فروشگاه زنجیره ای شنیده ام که می گفت:

من به عنوان مدیر این فروشگاه حاضرم همین الان از کارم استعفا دهم. اما راه دیگری جز این کار ندارم. هر چقدر پستم ارتقا پیدا می کند، کارم سخت تر و سخت تر می شود با اینکه حقوقم بالا تر می رود ولی با چه قیمتی می خواهم خودم را نابود کنم؟

 

می دانم افرادی که این مقاله را می خوانند شاید افرادی باشند که با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند.

سوال اینجاست، تا کِی می خواهی این روند را تجربه کنی؟

صبح خیلی زود از خواب نازت بیدار می شوی.

و ساعات زیادی را برای فرد دیگری کار می کنی.

وقتی از کار برگشتی واقعا خسته ای و شاید هم نای حرف زدن نداشته باشی.

دلت یک مسافرت می خواهد.

چه می دانم.

دلت خیلی چیز ها می خواهد.

خیلی چیز ها.

اما…

اما آنجایی قشنگ است که آخر شب می خواهی بخوابی ولی خوابت نمی برد.

فکرت مشغول است.

به سقف اتاقت خیره می شوی.

با خودت حرف می زنی.

با خدا حرف می زنی.

دستانت را پشت سرت می گذاری.

دوباره به سقف خیره می شوی.

کلی امید و آرزو به تو الهام می شود.

دستانت بی حس شده اند. از پشت سرت برشان می داری.

به آسمان نگاه می کنی.

به ابر و ماه می نگری.

اما…

فردا دوباره روز از نو روزی از نو.

نکند انتظار داشتی معجزه ای رخ دهد و درآنِ واحد همه چیز تغییر کند؟!

مقصر تمام این اتفاقات کسی جز خودت نیست.

تو مقصری.

مسیر رسیدن به موفقیت زمانی شکل می گیرد که شجاعت قدم گذاشتن در آن را داشته باشی.

چون شجاعت می خواهد که خلاف جهت باور عموم مردم عمل کنی.

اگر می خواهی ادامه ی این مقاله را بخوانی و کسب و کار اینترنتی موفقی داشته باشی، باید شجاعت تغییر را هم داشته باشی.

از کجا و چطور باید شروع کنی؟

قبل از هر چیزی باید روی باور هایت کار کنی.

اگر بخواهی از شرایط فعلی ات متنفر باشی یا غر بزنی به تو حق می دهم. اما…

اما راهش این نیست.

قدم اول این است که ببینی خدا چه نعمت هایی به تو داده است و قدر نعمت هایش را بدانی.

در غیر این صورت حتی خیلی ثروتمند هم شوی باز از شرایطی که داری ناراضی خواهی بود.

پس آن وقت پول و زندگی راحت هم برایت بی معناست و دلیلی ندارد که کاری را شروع کنی و مثل قبل ناراضی باشی.

شاید این جملات برای تمام افراد کلیشه ای شده باشد.

و از آنجایی که به صورت کلیشه درآمده کسی به آن اهمیت نمی دهد و قدمی برای تغییر خودش انجام نمی دهد.

اما می خواهم خوب درک کنی.

همه ی ما دیدیم وقتی یک کامپیوتر ویروسی می شود چه اتفاقی می افتد.

ممکن است خیلی کند شود.

هنگ کند.

دستورات را اشتباه انجام دهد.

یا هر چیز دیگری که فکرش را بکنی.

تا زمانی که نتوانی ویروس هایی که در ذهنت مانع بلند بینی می شوند را از بین ببری دقیقا مثل همان کامپیوتر ویروسی هستی.

 ویندوز چطوری ویروسی می شود؟

دلیلی که در اغلب موارد باعث انتقال ویروس می شود، جا به جا شدن فایل ها از فلش مموری های مختلف است.

ذهن انسان هم شبیه به همین است.

اگر هر حرفی که از هر کسی می شنوی روی تو تاثیر بگذارد دقیقا مثل قضیه ی فلش مموری است.

ذهن و روح انسان خیلی بیشتر از آن چیزی که فکرش را بکنی بلند است اما این ویروس ها نمی گذارند.

شغل دومی در کار نیست.

خیلی از افراد به کسب و کار اینترنتی به عنوان سرگرمی نگاه می کنند.

وقتی کلمه ی سایت و اینترنت به میان می آید یاد تفریح و سرگرمی هایشان می افتند و این حرف را می زنند.

اگر می خواهی در کنار کار فعلی ات، کسب و کار اینترنتی هم داشته باشی سخت در اشتباهی و نیازی نیست شروعش کنی چون مسلما محکوم به شکست خواهد بود.

ماهیت کسب و کار اینترنتی، علاقه ی توست.

علائقت را تغییر نده، آنچه که باید تغییر کند باور هایی است که مانع انجام دادن علائقت می شود.

شاید خودت تجربه کرده ای که افراد زیادی وارد کاری شده اند و بعد از مدتی به درآمد بالایی رسیدند.

بعد تو هم وارد همان کار شدی و دیدی خبری از پول نیست.

واقعیت این است که در هیچ شغلی پول نیست.

این یکی از باور هایی است که باید داشته باشی.

حتی در شغل هایی که فکر می کنی پول زیادی وجود دارد، باز هم اشتباه می کنی.

بدون تعارف به تو می گویم که اگر به کارت علاقه ای نداشته باشی، به احتمال 99 درصد کسب و کار اینترنتی ات شکست خواهد خورد.

چون اگر بخواهی بدون میل و اشتیاق کار کنی کسی به تو پول نمی دهد.

هدف از کسب و کار اینترنتی این است که کاری را انجام دهیم که از انجام دادن آن لذت می بریم و در نتیجه زندگی زیبا تری داشته باشیم.

اگر کارمند هستی، چطور باید شروع کنی؟

اگر هنوز چیزی از کسب و کار اینترنتی نمی دانی، از کار کارمند ای ات کنار نکش.

می توانی در کنار کارت، کسب و کار آنلاینت را استارت بزنی و بعد از مدتی می توانی کار کارمندی ات را رها کنی.

پس در وهله ی اول که قدمی برای کسب و کار آنلاینت بر نداشتی، پیشنهاد نمی کنم که از کارت استعفا دهی.

دنیا پول به آدم های متخصص می دهد.

به نظرم بهترین مثال، مثال پزشک عمومی و پزشک متخصص است.

چنین چیزی در کسب و کار اینترنتی خیلی روشن تر است.

پزشک عمومی کار بیش تر و درآمد خیلی کمتری دارد اما پزشک متخصص کار کمتر و درآمد خیلی بیشتری دارد.

چرا متخصص بودن این قدر مهم است؟

چون مردم دنبال افراد متخصص می گردند.

فرض کن چشمت دچار مشکل بزرگی شده است.

آیا حتی یک ثانیه هم به رفتن پیش پزشک عمومی فکر هم می کنی؟

مسلما نه.

تو دنبال فرد ماهری هستی که مشکلت را به خوبی درک کند.

هر چقدر در حوزه ی کاری ات ریز تر و متخصص تر شوی پول بیشتری هم بدست می آوری.

شاید بگویی من در کارم متخصص نیستم.

هیچ ایرادی ندارد.

در طی مسیر می توانی مهارتت را بالا ببری.

چون به کاری که می کنی علاقه داری و به خوبی می توانی رشد کنی و تبدیل به یک نخبه در حوزه ی کاری ات شوی.

 

خاص بودن؛ مسئله این است.

قطعا در حوزه ای که فعالیت می کنی، هزاران نفر دیگر در حال فعالیت هستند.

اینکه بخواهی مثل آن ها باشی پس فرقی با رقیبانت نداری.

یادت باشد که مخاطبت خیلی باهوش است.

حتی اگر آدم احمقی هم باشد باز هم نسبت به این امور خیلی باهوش است.

فکر کن که 100 نفر در روپایی زدن و حرکات نمایشی با توپ خیلی ماهر هستند.

همه ی آن ها حرکاتی که همیشه در ویدئو ها می بینیم را اجرا می کنند و خیلی یکنواخت شده است.

اما یک نفر چند حرکت جدیدی را به نمایش می گذارد.

اگر بخواهیم برای این 100 نفر داوری کنیم، آن کسی که حرکات جدیدی را به نمایش گذاشت برنده است.

طبق قوانینی که آن ها دارند، کپی کردن حرکات هیچ امتیازی ندارد، حتی اگر به بهترین شکل آن را اجرا کنند.

پس یادت باشد که باید حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی.

و یادت باشد که باید جزو یک درصد برتر حوزه ی کاری ات باشی.

و این کار سختی نیست و در طی مسیر می توانی به آن دست پیدا کنی.

فرق سایت با شبکه های اجتماعی چیست؟

سایت مثل یک سالن بدن سازی است اما شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام و تلگرام مثل دمبل خانگی هستند.

اینستاگرام یا هر شبکه ی اجتماعی دیگری جای بنا کردن کسب و کار نیست.

چرا شبکه ی اجتماعی مکان مناسبی برای بنا کردن کسب و کارمان نیست؟

  1. شبکه های اجتماعی هر لحظه امکان دارد فیلتر شود.
  2. پلتفرم مناسبی نیست و به خوبی نمی شود کار کرد و خیلی محدود است.

خودت به خوبی می دانی که شبکه های اجتماعی خیلی تق و لق است.

فیسبوک فیلتر شد، توییتر فیلتر شد، وایبر فیلتر شد، تلگرام فیلتر شد، اینستاگرام برای مدتی فیلتر شد ولی دوباره رفع فیلتر شد.

کاملا واضح است…

امکاناتی که یک سایت دارد خیلی زیاد است اما در شبکه ی اجتماعی مثل اینستاگرام کاری جز پست گذاشتن های خشک و خالی نمی توان کرد.

نیازی نیست کار طراحی سایتت را به شرکت های طراحی سایت بدهی و میلیون ها تومان برایش هزینه کنی.

کافی است ساخت سایت با سیستمی مثل وردپرس را در چند دقیقه یاد بگیری و سایتت را راه اندازی کنی.

هزینه ی زیادی هم ندارد. با هزینه ی کم، بهترین سایت را خواهی داشت.

البته فعالیت شبکه ی اجتماعی در کنار سایت می تواند اثرگذار باشد.

کامنت منفی بیشتر = رشد بیشتر

نگاهی به حواشی و طرفداران افراد و برند های محبوب بیانداز.

پروفسور سمیعی، کریستیانو رونالدو، لیونل مسی، اپل، سامسونگ، بنز، بی ام دبلیو، لئوناردو دکاپریو، نوید محمدزاده، شهاب حسینی، نایک، آدیداس…

با وجود اینکه افراد موفقی هستند باز هم بازخورد های به شدت منفی دارند.

فرض کن تو یکی از بزرگ ترین پیانیست های دنیا هستی.

بعد از اینکه پیانو زدنت به اتمام رسید، همه ی افراد در سالن برایت بلند شوند و دست بزنند.

ناگهان فردی به تو بخندد و بگوید: کلا فالش اجرا کردی و کاملا خارج از ریتم بود.

فکر نکنم اهمیتی به او بدهی.

یا فرض کن تو یک فوق پروفسور هستی.

در خیابان راه می روی و ناگهان کسی به تو می گوید تو معتاد هستی. تو آدم کلاهبرداری هستی. تو هیچی نیستی…

چه حرکتی از خودت نشان می دهی؟

آیا مدارک علمی ات را از کیفت در میاوری و به او نشان می دهی و می گویی بفرما:

این مدرک لیسانس، این مدرک فوق لیسانس، این مدرک دکترا، این مدرک پروفسورا و این مدرک فوق پروفسورا و این هم تندیس موفقیت در مهم ترین عمل جراحی جهان.

واقعا خنده دار است که بخواهیم خودمان را برای چنین افرادی اثبات کنیم و ذهن مان را درگیر کنیم.

پس وقت ارزشمندت را صرف پاسخ دادن به آن ها نکن.

پیچ بسیار تند

جاده ی چالوس هر سال تعداد زیادی تلفات می دهد.

دلیلش هم مشخص است.

چون یکی از خطرناک ترین جاده های ایران است.

جاده ای است باریک با پیچ و خم های تند و خطرناک.

واقعیت تلخ این است که چنین پیچ های خطرناکی در کسب و کار اینترنتی نیز وجود دارد.

اگر حواست به پیچ و خم کسب و کار آنلاینت نباشد، ممکن است کسب و کاری که راه انداختی برای همیشه به فراموشی سپرده شود.

اما پیچ جاده با پیچ کسب و کار اینترنتی تفاوتی دارد.

تفاوتش این است که اگر حواست به پیچ و خم جاده ای مثل جاده ی چالوس نباشد ممکن است بمیری ولی در کسب و کار اینترنتی، آن خودِ کسب و کار است که می میرد نه تو.

می دانم که مشتاقی بدانی که این پیچ دقیقا کجاست؟ (منظورم پیچ و خم جاده است نه پیچی که به در و دیوار کوبیده می شود.)

دقیق نمی توان گفت.

اما در اواسط کارت آشکار می شود.

چند ماهی می گذرد که می بینی هیچ نتیجه ای از کارت نگرفته ای.

نا امید می شوی.

شاید هم افسرده شوی.

خسته شوی.

بنشینی گوشه ی دیوار و زانوی غم بغل بگیری.

می روی دنبال آموزش های سریع کسب درآمد از اینترنت.

و کم کم از نا کجا آباد سر در میاوری.

این همان پیچی است که ممکن است با آن مواجه شوی.

پس زمانی که در میان راهت نتیجه ای از کارت نگرفتی و احساس نا امیدی کردی، این دقیقا همان جایی است که باید سخت تر کار کنی.

اما تو به کارت علاقه داری و از این مسیر لذت می بری و نیازی نیست که به مقصد فکر کنی حتی اگر درآمدی هم نداشته باشی.

اما قسمت زیبای کار این است که می توانی آزادی مالی، زمانی و مکانی داشته باشی.

 

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *